ایران حمله «استاکس‌نت» آمریکا را چگونه تلافی کرد؟

ایران حمله «استاکس‌نت» آمریکا را چگونه تلافی کرد؟



ادوارد اسنودن در گفتگو با تلویزیون "نوا" (NOVATV) گفته است که توان تکنولوژیک ایران به اندازه امریکا نیست اما آنها هم در مقابل ویروس استاکس‌نت دست به تلافی زدند و به هم‌پیمان‌های امریکا از جمله شرکت سعودی آرامکو حمله سایبری کردند.

گروه جنگ نرم مرکز بسیج وزارت صنعت معدن وتجارت به نقل از مشرق- "ادوارد اسنودن" پیمان‌کار سابق آژانس امنیت ملی امریکا، در مصاحبه‌ای نادر سخنان تازه‌ای درباره جنگ سایبری امریکا مطرح کرده و از جمله به موضوع ویروس استاکس‌نت علیه تاسیسات هسته ای جمهوری اسلامی ایران پرداخته است.

وب سایت بی بی سی (BBC) نوشت: «او که بخشی از گفتگویش در سایت "پی‌ بی‌ اس" (PBS) منتشر شده و مشروح آن به زودی از "تلویزیون نوا" (NOVATV) پخش خواهد شد گفته است که "توان تکنولوژیک ایران به اندازه امریکا نیست اما آنها هم در مقابل ویروس استاکس‌نت دست به تلافی زدند و به هم‌پیمان‌های آمریکا از جمله شرکت سعودی آرامکو حمله سایبری کردند".»

بر اساس این گزارش، اسندون، پیمانکار پیشین سازمان امنیت ملی امریکا (NSA) در پی افشای اطلاعات مربوط به طرح‌های فوق محرمانه گردآوری اطلاعات مکالمات دیجیتال شهروندان از امریکا گریخت و در حال حاضر در روسیه زندگی می‌کند.

ایران حمله «استاکس‌نت» آمریکا را چگونه تلافی کرد؟
وی گفته است: «آنها (ایران) ویروس "وایپر" (برف‌پاک‌ کن) را به این شرکت سعودی "آرامکو" فرستادند، که البته در مقایسه با دیگر ویروس‌ها در کارزارهای هک سایبری، یک اسباب‌بازی کودکانه به شمار می‌رود. مسئله پیچیده‌ای نیست. شما صرفاً یک کرم (ویروس)، اساساً یک قطعه خودهمانند‌ساز از نرم‌افزاری مخرب را به شبکه‌ ارتباطی هدف می‌فرستید. این ویروس به طور خودکار خودش را در سرتاسر شبکه ارتباطی داخلی تکثیر می‌کند و درنهایت همه دستگاه‌ها را حذف می‌کند. درنتیجه، روز بعد وقتی که کارمندان به محل کارشان می‌روند، چیزی روشن نمی‌شود و کار نمی‌کند و مدتی بیکارند.»
بر پایه گزارش بی بی سی، سال ۲۰۱۰ گزارش‌هایی از "جاسوسی" یک کرم اینترنتی به نام استاکسنت منتشر شد که تجهیزات هسته‌ای ایران را آلوده کرده بود. اما کمی بعدتر روشن شد که دایره عمل این بدافزار فراتر از جاسوسی بوده و عملکرد بخش‌هایی از تجهیزات هسته‌ای ایران، به ویژه در تاسیسات غنی‌سازی اورانیوم نطنز، در اثر آلودگی به آن مختل شده است.


این گزارش تاکید می کند که اسنودن در سال ۲۰۱۳ از جاسوسی گسترده سازمان امنیت ملی امریکا (ان‌اس‌ای) از شهروندان و رهبران سراسر جهان پرده برداشت.
او در اطلاعاتی که در اختیار روزنامه‌های "گاردین"، "نیویورک تایمز" و "واشنگتن پست" قرار داد افشا کرد سازمان امنیت ملی آمریکا این اختیار را دارد که بدون حکم قضایی در ای‌میل‌ها، مکالمات تلفنی و پیامک‌های شهروندان آمریکایی جاسوسی کند.در این مصاحبه که در مسکو محل زندگی اسنودن انجام شده، این افشاگر اطلاعاتی تلاش برای بهره‌برداری از اسرار ملی را به سرقت از خزانه بانک تشبیه کرده است. وی گفته است: «اگر امریکا در یک جنگ سایبری نوک حمله باشد، چیزهای بیشتری را از دست خواهد داد.»

اسنودن در مصاحبه با نوا می‌گوید: «عموم مردم همچنان اطلاعی از میزان این قبیل حمله‌های سایبری ندارند. چنین حمله‌هایی نه فقط توسط امریکا که از سوی دیگر دولت‌ها در سرتاسر جهان انجام می‌شود. هرچند باید توجه داشته باشیم که این ما بودیم که با راه‌اندازی کارزار استاکس‌نت علیه برنامه هسته‌ای ایران، چنین شیوه‌ای را به طرق مختلف آغاز کردیم.»
ادوارد اسنودن برنامه جاسوسی امریکا را فراتر از حمله به کامپیوترهای خانگی یا سیستم کنترل یک کارخانه دانسته و گفته این جاسوسی شامل زیرساخت‌های سخت‌افزاری اینترنت هم می‌شود که با هدف تصاحب این زیرساخت‌ها صورت می‌گیرد.
ادوارد اسنودن که به خاطر افشاگری‌هایش نامزد دریافت جایزه نوبل شده است در این مصاحبه می‌گوید: «کشورهایی مثل امریکا با دست زدن به چنین حملاتی یک قاعده استاندارد می‌سازند و کشورهای دیگر هم ممکن است بگویند این کاری است که ملت‌های توسعه‌یافته و دموکرات می‌کنند و آنها هم دست به کاری مشابه بزنند.»
به گفته وی «وقتی جنگ سایبری میان امریکا و چین، یا حتی کشوری از خاورمیانه، آفریقا، امریکای لاتین، اروپا پیش می‌آید، ما چیزهای بیشتری برای از دست دادن داریم.»

این پیمان کار امنیتی سابق اینگونه استدلال می‌کند که اگر امریکا با هدف سرقت برنامه‌های پژوهشی چین به یک دانشگاه چینی حمله کند چین هم در اقدامی تلافی‌جویانه اسرار یک دانشگاه امریکایی، پیمان‌کار دفاعی امریکا یا دفتر ارتش آمریکا را می‌دزدد و این حمله دستاوردی برای امریکا نخواهد داشت.
ادوارد اسنودن در پایان مصاحبه‌اش به عواقب حمله‌های سایبری اشاره می‌کند که اگر در این روند اشتباهی رخ بدهد باعث مرگ آدم‌ها می‌شود.


او می‌گوید مثلا حمله به نقطه تبادل اینترنت ممکن است زیرساخت‌های یک بیمارستان را تحت تاثیر قرار بدهد و در اثر آن تجهیزات نجات زندگی خاموش شوند.

ادوارد اسنودن در پایان این مصاحبه می‌گوید: «فکر نمی‌کنم که هیچ تهدیدی وجود داشته باشد که کسی به بهانه آن، نظارت بر جمعیت انبوهی را توجیه کند. فکر نمی‌کنم لازم باشد برای مقابله با تهدید بعضی از تروریست‌ها در یمن، بیمارستانی در هنک‌کنگ، برلین یا ریودوژانیو را هک کنیم.»

توسط : masoolesite | تاریخ : 1393/10/28 | نظرات

جاسوسی ژنتیکی با استفاده از بازیگران ایرانی

جاسوسی ژنتیکی با استفاده از بازیگران ایرانی

کلید دستیابی به «کدهای ژنتیکی» برای شکست جوامع از درون، غنی کردن هر چه بیشتر بانک‌های ژن و زیستی تهیه شده از آنهاست. با احتساب این موضوع، گلشیفته فراهانی و سایرین در قالب کلیپ مذکور، دانسته یا نادانسته در مسیر دیپلماسی مشاهیر دستگاه سیاستگذار غرب حرکت کرده و به اسم «بیماران سرطانی» به تکمیل پروژه‌های بیوتروریستی غرب علیه ملت خود کمک می‌رسانند.
گروه جنگ نرم وزارت صنعت معدنوتجارت به نقل ازمشرق- اخیرا در فضای شبکه‌های ارتباطی مجازی کلیپ ضبط شده مشهوری دست به دست می‌شود که در آن مجموعه‌ای از بازیگران از مردم تقاضا می‌کنند با کمک چند گوش‌پاک‌کن (سواپ) ارسالی از مکانی نامعلوم، نمونه‌ای از سلول‌های دهانی خود را با هدف «نجات بیماران سرطانی» به بانک ژن جهانی هدیه کنند. در این کلیپ که رهبر آن «گلشیفته فراهانی» است با ناراحتی از سهم کم نمونه‌های ایرانی در بانک جهانی ژن یاد می‌شود و این موضوع با این برچسب که ایرانی‌ها علاقه‌ای به نجات دادن جان بیماران ایرانی و خارجی ندارند، تقبیح می‌شود. حرف اصلی کلیپ یادشده این است که برای «نجات بیماران لوسمی و سرطانی» جهان نیازمند اهدای نمونه سلولی ایرانیان است! فضای کلیپ بشدت احساسی است و در انتهای آن آدرس «بانک جهانی اهداکنندگان نمونه مغز استخوان» و مجموعه بانک‌های ژن کشورهای اروپایی و آمریکا بیان می‌شود.

اما اصل ماجرا چیست؟ سال‌هاست مجموعه‌ای از کشورهای پیشرفته، در قالب «ژن بانک» به جمع‌آوری نمونه‌های زیستی و ژنتیکی ملت‌ها و کشورهای مختلف مشغول هستند اما در کشورهای توسعه‌یافته به واسطه قوانین «حقوقی و اخلاقی»، صیانت از اطلاعات زیستی و ژنتیکی از اهمیتی فوق‌العاده و استراتژیک برخوردار است چرا که با دزدی اطلاعات بومی و ملی دیگران می‌توان مهندسی نسل‌ها را در دست گرفت.

سال ۱۳۸۶ یکی از سرداران نظامی در حاشیه سمینار بمب‌های شیمیایی علیه ایران گفت: «آمریکا با کمک اسرائیل درصدد تشکیل بانک ژنتیکی و مولکولی اقوام و ملیت‌های جهان برای ساخت سلاح‌هایی غیرمتعارف است. این کار با اهداف انساندوستانه انجام نمی‌شود بلکه آنها دنبال ساخت سلاحی هستند که بتوانند هنگام به‌کارگیری در یک محدوده جغرافیایی، اقوام خاصی که در آن منطقه زندگی می‌کنند را از بین ببرند».

سال ۲۰۰۱ انستیتو بهداشت ملی آمریکا (NIH) اعلام کرد موفق شده ۹۰ درصد ژنوم انسان (نقشه زیستی) را تعیین توالی کند. در سال ۲۰۰۹ همین مرکز موفق شد با یک تست ۵۰۰۰ دلاری، از روی نمونه سلولی، با شناسایی DNA، خصوصیات اخلاقی، بیماری‌ها، نقایص، خصوصیات و وضعیت سلامتی «دهنده» را مشخص کند. فرضا براساس همین تست بود که آنجلینا جولی، بازیگر سرشناس آمریکایی متوجه شد به احتمال ۹۶ درصد تا چند سال آینده به سرطان مبتلا خواهد شد و مسیرهای درمانی را از چند سال قبل‌تر آغاز کرد. این بخش مثبت پرونده رشد علم بیوژنتیک است و طبیعتا هیچ حاکمیتی به صورت رایگان چنین پیشرفت قابل توجهی را در اختیار دیگران قرار نخواهد داد!

اما بخش هولناک ماجرا آنجاست که بدانیم دانشمندان رشته بیوتروریسم پس از دستیابی به بانک‌های نمونه‌های ژنتیکی و زیستی جوامع «هدف» می‌توانند با تمرکز بر نقاط ضعف ژنتیکی و زیستی حریف، اقدام به دستکاری تروریستی بی‌سر و صدای اجتماعات و محیط زیست آنها کنند. خصوصیت این بمباران هوشمند این است که فرضا در سرزمین به‌هم تنیده و هم‌مرزی که در آن صهیونیست‌ها و فلسطینی‌ها به صورت مختلط در آن زیست می‌کنند با تمرکز بر تغییرات ژنتیکی جوامع می‌توان با آلوده‌سازی خاک و آب و دام تنها به اهداف دارای نقص یا خصوصیت ژنتیکی خاص صدمه وارد کرد. این پیشرفت تسلیحاتی نسبت به دوره‌ای که با انفجار «بمب اتم» کل موجودات ساکن در یک منطقه نابود می‌شدند، حقیقتا بسیار مهم ارزیابی می‌شود.

اکنون سال‌هاست در کشور ما مانور مبارزه با «حملات بیوتروریستی» برگزار می‌شود اما به واسطه ضعف شدید «آزمایشگاه‌های بیوزیستی و بیوژنتیکی» از توان اندکی برای شناسایی دستکاری‌های احتمالی تعبیه شده در خوراک و محیط زیست کشورمان برخوردار هستیم.

فرضا پس از اهتمام نظام به موضوع حیاتی و استراتژیک «افزایش نرخ رشد جمعیت» برخلاف میل سازمان‌های بین‌المللی، واضح است که دشمنان جامعه ایرانی بیکار نخواهند نشست. با احتساب چنین موارد بدیهی، آمار بی‌نظیر میزان ناباروری و نازایی ۲۰ درصدی ایرانی‌ها در شرایطی که این نرخ در کشورهای منطقه و سایر جوامع بشری در حد ۱۰ درصد است، بسیار مهم می‌شود.

کلید دستیابی به «کدهای ژنتیکی» برای شکست جوامع از درون، غنی کردن هر چه بیشتر بانک‌های ژن و زیستی تهیه شده از آنهاست. با احتساب این موضوع، گلشیفته فراهانی و سایرین در قالب کلیپ مذکور، دانسته یا نادانسته در مسیر دیپلماسی مشاهیر دستگاه سیاستگذار غرب حرکت کرده و به اسم «بیماران سرطانی» به تکمیل پروژه‌های بیوتروریستی غرب علیه ملت خود کمک می‌رسانند.

بیان این نکته ضروری است که با سلول‌های پوششی دهان و نمونه آب دهان جذب شده در سوآپ (گوش‌پاک‌کن) ارسالی به در منازل ایرانی‌ها، هیچ بیمار سرطانی را نمی‌توان نجات داد و این موضوع دروغی بزرگ است! بلکه با این نمونه‌ها به سادگی و با صرف هزینه حداقلی امکان دستیابی به نقشه ژنتیکی ملت برای «دیگران» فراهم می‌شود. در حقیقت می‌توان گفت ما با به اشتراک‌گذاری نمونه‌های زیستی و ژنتیکی «رمز کارت‌های بانکی و حیاتی» خود را بدون توجه به عواقب آن به «دزدان» پیشکش می‌کنیم.

آیا هیچ یک از شما حاضر هستید فرضا پسورد اکانت فیس‌بوک خود را به دیگری بدهید!؟ اهمیت نمونه خون یا سلول‌های شما هزاران برابر بیشتر از رمز ورود به شبکه‌های اجتماعی است! این نمونه‌ها بر تمام جنبه‌های زندگی ما تاثیر مستقیم دارد؛ از کشاورزی گرفته تا سلامت نسل آینده و تعیین نتیجه جنگ‌های فرضی منطقه‌ای!.

با توجه به اینکه پیشگیری از وقوع حملات بیوتروریستی با استفاده از راهکارهای اطلاعاتی بسیار آسان‌تر و کم‌هزینه‌تر از مقابله با تبعات آن است. گاه استفاده از یک عامل با مخاطرات بیوتروریسمی یا ابزار گسترش بیوتروریسم ممکن است به‌قدری سریع فراگیر شود که امکان مهار آن غیرممکن شده و صدمات و تلفات به بار آمده، غیرقابل پیش‌بینی و غافلگیرکننده باشد.

در برخی از حملات بیوتروریستی نیز عاملان آن – که بیشتر از مخالفین داخلی حکومت هستند- نه به قصد وارد کردن صدمات انسانی و خسارت‌های اقتصادی، بلکه به منظور به چالش کشیدن اشراف سرویس‌های اطلاعاتی و امنیتی و به رخ کشیدن ضعف آنها در پیشگیری و کشف این تهدیدات دست به چنین اقداماتی می‌زنند.

حال آنکه در جوامع پیشرفته، اطلاعات ژنتیکی تک‌تک افراد مشمول «حق مالکیت قانونی» است و در حیطه «حریم خصوصی امنیتی» دارای «ارزش اقتصادی» طبقه‌بندی می‌شود. برای «حمایت قانونی» از اطلاعات ژنتیکی و زیستی ایرانیان اتخاذ رویکرد‌های ساختاری و نظامات اداری و عملیاتی ویژه‌ای در کنار هوشمندی بیش از پیش دستگاه‌های اطلاعاتی ضروری است.

توسط : masoolesite | تاریخ : 1393/10/28 | نظرات

رسانه و جنگ نرم

 


مؤلفه‌های قدرت نرمِ جمهوری اسلامی ایران با رویکرد اسلامی

جمهوری اسلامی ایران از تمام مؤلفه‌های بالفعل و بالقوه فرهنگی و دینی در جهت تقویت و استحکام پایه‌های سیاسی و اجتماعی خود استفاده کرد و توانست در جهت حفظ و تداوم وحدت اقشار جامعه گام بردارد و به الگویی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل گردد.

چکیده

جمهوری اسلامی ایران بر مبنای آموزه‌های اسلام و تأکید بر مؤلفه‌هایی مانند فرهنگ و ارزش‌های سیاسی شکل گرفت. این امر ماهیت انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران را از دیگر نظام‌ها متفاوت ساخت. در مفهوم سازی اولیه از قدرت نرم مؤلفه‌هایی مثل فرهنگ، ارزش‌های سیاسی و مطلوب‌های سیاست خارجی بیان گردیده است، بر این اساس، مؤلفه‌های قدرت نرمی که در اسلام مطرح می‌باشد، متفاوت از آن چیزی است که در مفهوم سازی اولیه از این قدرت توسط جوزف نای ارائه شده است.

علت این تفاوت در نوع نگاه به قدرت، انسان، اخلاق و خدا است. منابع قدرت نرم اسلامی، بر ارزش‌هایی چون ایثار، شهادت طلبی، معنویت گرایی، عدالت باوری، ولایتمداری، حق گرایی و استقلال طلبی استوار است به گونه‌ای که ضمن ایجاد تحول فرهنگی در سطح داخلی بر روند تحولات خودباوری دینی و بیداری اسلامی در حوزه پیرامونی خود نیز تاثیر گذار بوده است.

کلیدواژه‌ها: قدرت نرم، قدرت سخت، فرهنگ، اخلاق، خدا محوری، ولایتمداری، عدالت و جمهوری اسلامی ایران.

مقدمه

وجه تمایز نظام جمهوری ایران از دیگر انقلاب­های جهان، ماهیت اسلامی، دینی و مردمی بودن آن است. در ابتدای تشکیل این حکومت، اسلام به منزله یک اصل در این خروش و حرکت انقلابی، زمینه تحرک مردم را فراهم ساخت و عامل اصلی پیروزی این انقلاب شد. گویا با ظهور انقلاب ایران به رهبری مرجع روشن‌ضمیر، امام خمینی(ره)، گمشده‌ای آشنا رخ برآورد. خواست درونی امام خمینی(ره) در ایجاد انقلاب، به یک خواست همگانی و بیرونی مبدّل، و در اجتماع مطرح شد. این امر عامل وحدت و تحرک مردم، پیرامون یک خواسته مشترک، یعنی اسلام شد.

در این تحقیق به دنبال آنیم تا روشن سازیم که جمهوری اسلامی ایران با الگوگیری و مبنا قرار دادن فرهنگ غنی اسلام به مثابه یک مکتب، و با توجه به ظرفیت­هایی که در ایجاد قدرت نرم دارد، می­تواند به منزله یک عامل ایجابی، دیگران را جذب و همراه خود سازد و در مقابل، در مقام یک عامل سلبی، از نفوذ و رخنه هر گونه فرهنگ بیگانه و یا سلطه آنها جلوگیری کند. بدین منظور، مشکلات و کاستی‌های موجود در نظریه­های غربی، که ناشی از سطحی‌نگری، بی‌توجهی به خدا‌محوری و اخلاق و... است، برطرف می‌شود. مؤلفه­های قدرت نرم اسلامی می­تواند جایگاه مباحث اسلامی را در این موضوع به روشنی بیان کند.

پرسش اصلی نوشتار حاضر این‌ است که مؤلفه­های قدرت نرم در جمهوری اسلامی ایران کدام­اند؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت، مبانی قدرت نرم در جمهوری اسلامی ایران، بر مؤلفه­هایی مانند اخلاق، خدا‌محوری، ولایت‌پذیری، دعوت، عقلانیت، فرهنگ غنی و... استوار است که شکل‌دهنده ساختار قدرت در جمهوری اسلامی ایران می‌باشند و موفقیت­های زیادی را در داخل و خارج به دنبال داشته‌اند؛ اما در برخی موارد، به دلیل عدم استفاده­ درست از مؤلفه‌­های قدرت نرم، در مقام اجرا با محدودیت­هایی روبه‌رو بوده است. چارچوب نظری مطرح در این تحقیق، رویکرد سازه­انگاری (Constructivism) است که به مثابه یک فرانظریه، بعد از جنگ سرد مطرح شد (مشیرزاده، 1388، ص323).

در این نظریه، فرهنگ مهم­ترین مؤلفه این رویکرد را نشان می­دهد (پوراحمدی، 1389، ص310). بنابراین، یکی از شاخصه­های اصلی رویکرد سازه‌انگاری، توجه به ساختارهای فرهنگی و ارزشی، در کنار عناصر مادی است. در واقع، انتخاب سازه­انگاری به‌منزله چارچوب نظری این تحقیق، از آن روست که مدلول این نظریه، ‌ناظر به اهمیت دادن ساختارهای نرم‌افزاری نظام ذهنی و باور­ها است، و جمهوری اسلامی ایران برای نظام ارزش­ها، باورها، دین و اعتقادات اهمیت زیادی قائل می‌شود و مؤلفه­هایی مانند اخلاق، خدا‌محوری و عدالت و...، در شکل‌گیری آن مؤثر است.

قدرت نرم

برخی پرفسور حمید مولانا را نظریه‌پرداز قدرت نرم می­نامند و خود ایشان نیز ادعایی دارد که آن را در سال 1986 در کتاب اطلاعات و ارتباطات جهانی: مرزهای نو در روابط بین‌الملل با عنوان قدرت نامحسوس مطرح کرده است (محمدی، 1387، ص24)؛ اما محافل دانشگاهی، از جوزف نای با عنوان نظریه‌پرداز اصلی این نظریه نام می‌برند و وی اولین شخصی است که قدرت نرم را مفهوم‌سازی کرده است. نای، قدرت نرم را شیوه­ای برای رسیدن به نتایج دلخواه، بدون تهدید و تشویق آشکار و ملموس ­دانسته، معتقد است یک کشور و حاکمیت می‌تواند بر این پایه به مقاصد مورد نظر خود برسد؛ زیرا کشورهای دیگر، ارزش­های آن را می‌پذیرند و تحت تأثیر پیشرفت و اندیشه آن قرار می­گیرند، و در نتیجه خواهان پیروی از آن می­شوند.

در این مفهوم، مهم­ترین مسئله، تنظیم دستور‌العملی برای جذب دیگران است. بنابراین، قدرت نرم، کسب اهداف مورد‌ نظر، از طریق جذب کردن است، نه از طریق اجبار، زور و پاداش (نای، 1389، ص47). از نظرجوزف نای، منابع قدرت نرم، در‌بردارنده سه مؤلفه فرهنگ، ارزش­های سیاسی و مطلوب­های سیاست خارجی است (نای، 1389، ص51).
امروزه، از فرهنگ به منزله مهم­ترین منبع قدرت نرم نام برده می‌شود (پوراحمدی، 1389، ص306). قدرت نرم که گاهی آن را قدرت هنجاری، انگاره­ای و عقیدتی می‌­نامند، بر فرهنگ و ارزش‌ها تکیه دارد (اصغریان کاری، 1389، ص32). فرهنگ که در قاموس و عرف بین‌الملل از آن با عنوان قدرت نرم یاد می­شود (پوراحمدی، 1389، ص296)، جهت‌دهنده ذهن و رفتار، در همه حوزه­های اجتماعی است. فرهنگ یک کشور بیانگر شخصیت و هویت یک کشور است (افتخاری و همکاران، 1387، ص174). می‌توان گفت، نظم اجتماعی از طریق فرهنگ ساخته یا بازتولید می‌شود و یا مورد مخالفت قرار می‌گیرد (تاجیک، 1384، ص44).

به باور جوزف نای، نظریه‌پرداز قدرت نرم، ارزش­های مثبت سیاسی یک کشور در بعد داخلی و خارجی می‌تواند قدرت نرم یک کشور را افزایش دهد. در بعد داخلی، پاسخ‌گو بودن به مردم، رعایت اخلاق و اجرای عدالت، همگی از ارزش­های مثبت یک حکومت است. در عرصه خارجی، هر حکومتی که میزان تعاملات و مناسباتش در عرصه بین‌الملل و منطقه‌ای با نهاد‌های دیگر سنجیده‌تر و همگرا‌تر باشد و اختلاف‌ها را به حداقل برساند و به معاهدات بین‌المللی پایبند باشد، قدرت نرم آن افزایش می‌یابد؛ زیرا موجب جلب اعتماد دیگران و نشان دادن برآیند مثبت از چهره یک کشور می‌شود و این امر امروزه در بعد سیاست خارجی، منجر به جذب دیگران و افزایش قدرت و نفوذ یک کشور می‌شود (بیکی، 1389، ص59ـ61).

دیپلماسی عمومی، یکی از ابزار­های کلیدی قدرت نرم است‌ (میلسن و همکاران، 1388، ص41). جذب قلوب و افکار، در این نوع دیپلماسی مشهود است (گلشن‌پژوه، 1387، ص22)؛ زیرا تلاش بر این است که دیپلماسی، همراه با اخلاق مورد توجه قرار گیرد. از این­رو، امروزه بیشتر کشورها می‌کوشند در دیپلماسی و روابط بین کشورها، خود را اخلاقی نشان دهند.

از آنجا که فرهنگ و ابزارهای فرهنگی در بسیاری از موارد، ضمیر ناخودآگاه مخاطبان را هدف قرار می‌دهند و با لطافت و ظرافت غیرمشهود، بر لایه­های عمیق اذهان تأثیر می­گذارد، در مقایسه با سایر ابزار­های شایع در سیاست خارجی، دیپلماسی فرهنگی یا عمومی با سهولت بیشتری بر لایه‌های زیرین جوامع تأثیر می­گذارد. در این دیپلماسی، فرصت بهتری برای حضور جدی بازیگران غیردولتی مهیا می­شود. با توجه به اینکه در قدرت نرم، توأم ساختن دیپلماسی با اخلاق یک امتیاز است و کشورها می‌کوشند خود را بدان متصف سازند، این نوع دیپلماسی، اخلاقی­تر و انعطاف­پذیر­تر است (خانی، 1382، ص137-139).

قدرت نرم و جمهوری اسلامی ایران


امروزه فرهنگ، هویت و روح روابط بین‌الملل را تشکیل می­دهد (پوراحمدی، 1389، ص319). نظام اسلامی ایران از ابتدای تشکیل، دارای مؤلفه­ها و ویژگی­های فرهنگی و اسلامی بوده و این موضوع موجب شده است به دنبال اعمال قدرت فرهنگی در سیاست جهانی باشد. امروزه بیشترین مقاومت در جهان اسلام، از ناحیه فرهنگ صورت می­گیرد و این باعث شده است فرهنگ و تمدن غرب احساس خطر کند.

هانتینگتون از نظریه‌پردازان مشهور غربی اذعان می­دارد، اقتصاد و تسلیحات قوی در کشورهای اسلامی ما را به چالش نکشیده، بلکه فرهنگ آنها به گونه‌ای است که در مقابل ما ایستاده­اند و تمدن ما را تهدید می‌کنند (بیلیس، 1383، ص1035). همچنین جوزف نای، نظریه­پرداز مشهور قدرت نرم بیان می­دارد، کشوری مانند جمهوری اسلامی ایران، با توجه به بافت فرهنگی‌اش، که اساس آن اسلام و تشیع است، با قدرت سخت قابل شکست نیست (نای، 1389).

مؤلفه­ های قدرت نرم در جمهوری اسلامی ایران

فرهنگ و علم
نقش فرهنگ در جمهوری اسلامی ایران

جمهوری اسلامی ایران به لحاظ دارا بودن پیشینه فرهنگی، یکی از قدرت­مندترین کشورهاست. فرهنگ ایران که مبتنی بر اسلام ناب است، با داشتن مذهب تشیع توان بسیج توده­های مردم علیه فرهنگ وارداتی غرب را دارد (رنجبران، 1388، ص64). درخشش انقلاب اسلامی ایران که در قالب یک حرکت مردمی و با تکیه بر ارزش­های فرهنگی مبتنی بر اسلام پیروز شد، نقطه عطفی را در جهت­دهی تحرکات و بیداری اسلامی، با الگوسازی موفق نمایان ساخت (سیمبر، 1378، ص262).

یکی از مهم­ترین الگوسازی­ها، جهت­دهی تفکر دینی در بین اندیشمندان است. آنتونی گیدنز، جامعه‌شناس مشهور انگلیسی، درباره نقش انقلاب اسلامی می­گوید:

در گذشته سه غول فکری جامعه‌شناسی، یعنی مارکس، دورکیم و ماکس وبر با کم‌و‌بیش اختلافاتی، فرآیند عمومی جهان را به سمت سکولاریزاسیون و به حاشیه رفتن دین می­دیدند؛ ولی از آغاز دهه 1980 (ظهور انقلاب اسلامی ایران)، شاهد تحقق عکس این قضیه هستیم؛ یعنی فرآیند عمومی جهانی روند معکوس پیدا کرده و به سمت دینی شدن پیش می­رود (گیدنز، 1374، ص75).

طلیعه انقلاب دینی در جمهوری اسلامی ایران توانست به لحاظ فرهنگی، در روابط بین‌الملل، در جنبه‌های ترویج فرهنگ مردم‌سالاری دینی، استقلال‌خواهی، استکبار‌ستیزی، تقویت فرهنگ اصلاح‌طلبی در جنبش­های جدید اجتماعی، فعالیت فکری، فرهنگ و اندیشه­ای افزایش تعامل و تبادل فرهنگی باز‌خیزی و تحرک اسلام در عرصه­های حیات اجتماعی، فرهنگ­سازی برای وحدت تمدن جهان اسلام، احیای نقش جنبش­های آزادی‌بخش و گفتمان‌سازی سیاسی- فرهنگی تأثیر بگذارد (دهشیری، 1382، ص90). همچنین این فرهنگ، که خاستگاه اصلی آن اسلام بود، توانست با ایجاد مرز بین مستکبران و مستضعفان و آگاهی بخشیدن به ملت­های مستضعف، بستری مناسب برای حرکت­های مستقل و آزادی‌بخش، بر اساس خودآگاهی محرومان و مستضعفان فراهم سازد.

فرهنگ مقاومت و شهادت

با توجه به مبانی نظری و ریشه­ های کسب قدرت در اسلام، می­توان از فرهنگ مقاومت و روحیه شهادت­طلبی به‌مثابه یک مؤلفه قدرت نرم یاد کرد. مقاومت و شهادت در اندیشه سیاسی شیعه، عامل نجات‌بخش و یک هدف استراتژیک تلقی می­شود که خاستگاه آن اعتقادات و باورهای دینی مردم مسلمان است. حضور این دو عنصر در حیات سیاسی و اجتماعی مسلمانان، نقش برجسته­ای در به‌وجود آوردن هویت دینی، فرهنگی و بومی مسلمانان داشته و در هر دوره‌ای که از آن غفلت شده، بیچارگی و ذلت را به‌دنبال داشته است.

این دو عنصر (مقاومت و شهادت)، تنها در منظومه فکری و هویت‌ساز مسلمانان یافت می‌شود؛ عناصری که حضورشان برای فرهنگ و تمدن اسلامی هویت‌ساز، و بسترساز اعتماد به نفس و خود‌باوری مسلمانان و ترس و زبونی دشمنان اسلامی است. به عبارت دیگر، هرچه فراموشی جهاد و شهادت در جامعه اسلامی موجب ذلّت مسلمانان آن جامعه می‌شود، به همان اندازه داشتن روحیه جهاد و شهادت، آفریننده قدرت نرم و بالندگی و بازدارندگی در مقابل دشمنان است (محمدی، ‌‌‌‌1389، ص9-10). فوکویاما دراین باره می­گوید: «بال سرخ شیعه شهادت­طلبی است که ریشه در کربلا دارد و شیعه را فناناپذیر کرده ­است» (ایزدی، 1387، ص8).

فرهنگ شهادت‌طلبی به منزله یکی از اصلی­ترین منابع قدرت نرم در بین مسلمانان به شمار می‌آید (افتخاری و شعبانی، 1389، ص99). علی شریعتی در دو سخنرانی معروف خود با عنوان «شهادت و پس از شهادت» بیان کرده است: «هنگامی که حکّام و قدرت‌های جابر و حاکم مردم را با زور و تزویر خاموش می‌کنند، تنها انتخاب آگاهانه شهادت است که می‌تواند سکوت حاکم را شکسته و حاکم را مفتضح سازد. امام حسین(ع) می‌توانست سکوت کند؛ اما با شهادت راه خود را ادامه داد» (حسین‌زاده، 1386، ص210).

برای تبارشناسی مفهوم شهادت‌طلبی در سیر تاریخی ایرانیان، می‌توانیم پیشینه این فرهنگ را در قالب مفهوم «جان­نثاری» در بین ایرانیان قبل از اسلام، اساطیر و ادبیات داستانی پیدا کرد. ورود اسلام به ایران و پذیرش مذهب تشیع با الهام از عاشورا، روحیه شهادت­طلبی را در بین ایرانیان دو چندان کرد (مصلی‌نژاد، 1389، ص335). بر این مبنای تاریخی و اعتقادی، مردم مسلمان ایران در دوران انقلاب و پس از آن، نشان دادند که از شهادت ترسی ندارند.میشل فوکو در این‌باره می‌گوید: «پس از کشتار هفده شهریور که وارد ایران شدم، فکر می­کردم با شهری وحشت‌زده روبه­رو خواهم شد.

چون چهار هزار نفر کشته شده بودند. نمی­توانم بگویم مردم را در آنجا شاد دیدم؛ اما واقعاً از ترس خبری نبود؛ حتی شجاعتشان بیشتر شده بود» (فوکو، 1385، ص63). بنابراین، آرزوی شهادت به منزله عامل تولید قدرت نرم در نظام جمهوری اسلامی ایران، که الهام‌گرفته از مکتب عاشورا بود، بین جوانان چنان روحیه­ای به‌وجود آورد که باعث پیروزی در دوران دفاع مقدس شد. امروزه نیز نپذیرفتن سلطه و ذلّت، نمود فرهنگ شهادت‌طلبی است که در بین ایرانیان ظهور و بروز دارد.

تولید علم و دانش

یکی از مؤلفه­های فرهنگی قدرت نرم، اهمیت تولید علم و دانش است. در اسلام به موضوع تعلیم و تعلّم توجه زیادی شده است؛ به گونه‌ای که در قرآن بیش از 1500 مرتبه واژه‌های مرتبط با عقل، معرفت و اندیشه به کار رفته است. ارزش کسب علم در تمدن و فرهنگ اسلامی هنگامی است که با معنویت همراه باشد. دنیای غرب درباره پایبندی مسلمانان به معنویت حساس است و آنان را به تحجّر متهم می‌کند. غربی­ها علم را جدای از اخلاق و معنویت پیش بردند؛ اما جمهوری اسلامی ایران، علمی را مفید و با‌ارزش می­داند که امور اخلاقی در آن لحاظ شده باشد.

پیشرفت علمی، زمینه‌ساز توسعه اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است. امروزه بر خلاف گذشته، کشوری قوی‌تر است که از لحاظ تولید علم قدرتمندتر باشد. صرفاً داشتن منابع اولیه و جمعیت یا مساحت سرزمین باعث قدرتمندی یک کشور نمی‌شود. امروزه سلاح اصلی کشورها و زبان رقابت آنها دانش است که در هیچ محدوده جغرافیایی محدود نمی‌شود. در نتیجه، دانش و تولید علم، بیانگر قدرت نرم‌افزاری یک کشور است.

ایران بعد از انقلاب، به‌ویژه بعد از جنگ تحمیلی، مانند دیگر کشور‌های دنیا برای توسعه و بقای خود وارد رقابت علمی شد و از نیروی بالقوه جوانان بهره جست. جوانانی که هم از نظر بهره هوشی در سطح بالایی قرار دارند و هم به لحاظ برخورداری از آموزه­های دینی، که اهمیت زیادی به تعلیم و تعلّم می‌دهند، پرچم­دار علم و دانش در عرصه­های علمی هستند. ایران گام­های علم و دانش را به دلیل وجود برخی مشکلات، در قبل از انقلاب و اوایل تشکیل نظام دیر، اما پرشتاب برداشته است و آن را ادامه می‌دهد. شاخص­ها و گزارش‌ها، به روشنی این ادّعا را اثبات می‌کند.

ایران پس از انقلاب از نظر تعداد دانشجو، بیست‌و‌دومین کشور جهان است که در رشته­های فنی در جهان در جایگاه چهاردهم، و در خاورمیانه بعد از مصر قرار دارد (بیگی، 1389، ص188). همچنین به لحاظ پیشرفت پزشکی و هسته­ای، جزء ده کشور اول جهان است و در خاورمیانه مقام نخست را دارد.

بنا بر گزارش‌های آکادمی ملی علوم انگلستان موسوم به انجمن سلطنتی علوم بریتانیا، ایران سریع‌ترین رشد علمی جهان را در دهه قبل داشته است. بر اساس این گزارش، بین سال‌های 1996 – 2000، دانشمندان ایرانی 13238 مقاله علمی چاپ کرده‌اند؛ در حالی که این رقم در دو دوره قبل از آن، 736 مقاله بوده است که این رشد 18 درصدی را نشان می‌دهد. همچنین رشد علمی ایران 11 برابر متوسط جهانی قلمداد شده است؛ که سریع‌تر از هر کشور دیگر است (خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، 1390).

دین و اخلاق
خدامحوری

اتکا بر قدرت لایزال الهی که به معنای پذیرش ولایت، خواست و قدرت خداوند است، باعث تقویت قدرت نرم می­شود: «أَنَّ الْقُوَّه لِلَّهِ جَمِیعاً» (بقره: 165) «به‌درستی­که همه قدرت ها مخصوص خداوند است» خداوند در آیه دیگری می‌فرمایند: «أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیاءَ فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِیُّ» (شورا: 9) «آیا به راستى غیر از خدا اولیایى گرفته اند؟ در حالى که ولى مردم، تنها خداست». از این‌رو، آیات قرآن کریم و روایات، فی‌نفسه و بالذات هیچ قدرتی جز خدا را به رسمیت نمی شناسند؛ زیرا انتشار قدرت و اقتدار در اسلام، از رأس به ذیل است؛ یعنی اقتدار اصلی از خداست؛ بر خلاف دیدگاه­های مادّی که حاکمیت را اصالتاً از آن بشر می­دانند (زرشناس، 1378‌، ص23).

ایرانیان نیز تکیه بر قدرت لایزال الهی را مهم­ترین نماد ملی و مذهبی خود می­دانند. از این‌رو در فرهنگ ایرانیان، خدا‌محوری جایگاه خاصی دارد؛ به‌گونه‌ای که آنها به هنگام ورود اسلام، پیرو دین زرتشت، و معتقد به خدای یگانه بودند. ایرانیان از دوران قبل از اسلام تا به حال، با تکیه بر دو پشتوانه مستحکم، یعنی ملیت و تدین، که در رأس آن توحید است، توانسته­اند عوامل اتحاد‌ساز را در نظام و جامعه خویش به‌وجود آورند (گلشن‌پژوه، 1378، ص315).

انقلاب اسلامی ایران با حرکتی که برای خدا و با هدف اجرای احکام الهی و ارزش­های توحیدی ایجاد کرد، حاکمیت مطلق خداوند را در تمام برنامه­های خود به منزله یک اصل پذیرفت و از آن به مثابه محرک برای رسیدن به هدف استفاده کرد. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مواردی بیان شده که بیانگر پذیرش حاکمیت مطلق خداوند بر جهان و انسان­هاست و لزوم تسلیم در برابر امر خداوند را واجب کرده است. از این‌رو، همه سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر حاکمیت خدا بر هستی است. اصل 56 و بند 1 و 2 در اصل 2 نیز بر این موضوع دلالت می‌کند.

رعایت اخلاق

یکی از مؤلفه­های قدرت نرم در بعد ارزش­های سیاسی، موضوع رعایت اخلاق است که در اسلام اهمیت والایی دارد. رابطه اخلاق و قدرت از منظر اسلام، رابطه تباینی نیست؛ یعنی قائل شدن به این دیدگاه که سیاست با اخلاق قابل جمع نیست، مردود است؛ زیرا در اسلام، توجه به هر دو ضرورت دارد. اصول اخلاقی در اسلام، تابع مبانی خاصی مثل مروّت، راستی، شرافت و وفاست؛ یعنی در مقام تعارض با یک امر دیگر مثل سیاست و یا مصلحت، مقدم بر آن می‌شود؛ پس اجرای اخلاق یک هدف است، نه تابعی از یک هدف. در دین مقدس اسلام، اعتقاد به پیوستگی سیاست و اخلاق وجود دارد؛ اما در عین حال، اخلاق را مقدم بر سیاست می‌داند و جایز نیست یک امر اخلاقی بازیچه سیاست قرار گیرد. به عبارت دیگر، آنچه از نظر اخلاقی نادرست است، نمی‌تواند از لحاظ سیاسی درست باشد و نتیجه مطلوب را بدهد (عالم، 1381، ص74).

جمهوری اسلامی ایران، با توجه به هویت اسلامی و شیعی آن، سیره و منش معصومان(ع) را الگوی خود قرار داده است؛ از این‌رو، رعایت اخلاق را جزء جدانشدنی برنامه­ریزی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود می‌داند. برخلاف آنچه در رژیم گذشته و یا در کشور­های غربی وجود دارد، در جمهوری اسلامی ایران رعایت اصول اخلاقی یک ارزش به شمار می‌آید. برای مثال، در سیاست‌های کلی برنامه چهارم، موضوع تقویت فضایل اخلاقی و ایمان در کنار مؤلفه­هایی مثل روحیه ایثار و امید به آینده بیان شده است. این موضوع، بیانگر بها دادن به ارزش­های والای اخلاقی در کنار دیگر امور، مانند سیاست، اقتصاد و ... است. همچنین در بند 1، 6، 9 و16 از اصل سوم قانون اساسی، به موضوع اخلاق پرداخته شده است.

اجرای عدالت

برقراری عدالت به وسیله حاکمیت در جامعه موجب می‌شود مردم جذب آن حکومت شوند و از آن دفاع کنند. ماهیت قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که راهنمای منش سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است، بر مبنای گفتمان عدالت شکل گرفته است. عدالت در سیاست‌های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران، از گفتمان­های اصلی انقلاب اسلامی به شمار می‌آید که به وسیله امام خمینی(ره) ارائه شد. حاکمیت الهی که در زمان حضور معصوم‌(ع) اعمال می‌شود، در زمان غیبت به وسیله فقیهان جامع‌الشرایط در مقام نواب عام آنان اعمال می‌شود و همه اختیارات حکومتی معصوم(ع)، برای ولی فقیه نیز ثابت است. یکی از مهم‌ترین وظایف و تکالیف حکومت اسلامی، برقراری قسط و عدالت در جامعه داخلی و بین‌المللی است.

داعیه جمهوری اسلامی ایران، برقراری عدالت در سطح بین­الملل است و اهداف خود را فراتر از مرزها جست‌وجو می­کند؛ یعنی به موازات تلاش برای تحقق خواست­ها و نیازهای داخلی، درصدد دستیابی و تحقق آرزوهای خود در ورای مرزهای جغرافیایی ایران می­باشد. تحقق این عدالت در سطح جهانی و بین‌المللی، تنها از طریق استقرار نظم جهانی مبتنی بر آموزه‌های اسلامی امکان‌پذیر است. امام خمینی(ره) تصریح و تأکید می‌کند، هدف اسلام و به تبع آن انقلاب اسلامی، تنها برقراری عدالت در ایران یا حتی جهان اسلام نیست؛ بلکه هدف آن، استقرار عدالت در سراسر جهان می‌باشد.

اسلام داعیه جهانی دارد؛ بنابراین، خاص یک مملکت و یا گروه خاصی از مسلمانان نیست و برای کل بشر آمده است. امام خمینی(ره) در مورد هدف غایی انقلاب اسلامی می‌گوید: «ما می‌خواهیم عدالت اسلامی در این مملکت برقرار کنیم... یک همچو اسلامی که عدالت‌محور باشد، اسلامی که در آن هیچ ظلمی نباشد...» (موسوی خمینی، 1370، ج9، ص21). آیت‌الله‌خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی نیز تصریح می‌کنند: «گفتمان عدالت، یک گفتمان اساسی است؛ ‌همه چیز ماست؛ منهای آن جمهوری اسلامی هیچ حرفی برای گفتن نخواهد داشت» (خواجه سروی، 1388، ص12).

در کنار مباحث و دیدگاه­های اسلامی نظام جمهوری اسلامی ایران، عدالت­طلبی ریشه در فرهنگ و تمدن ایران دارد، که اسلام شیعی آن را تقویت کرده است. عدالت، یکی از ارزش­های جامعه ایران، پیش از گرویدن ایرانیان به دین مبین اسلام بوده است؛ به‌گونه­ای که عدالت­طلبی یکی از عناصر قوام‌بخش هویت ایرانی است و ایرانیت در برگیرنده و متضمن عدل و عدالت می‌باشد (مجتهدزاده، 1383، ص222-244).

بنابراین، جمهوری اسلامی ایران، در مقام نظامی الهی که سرچشمه و مبنای قدرت و حاکمیت خود را منتسب به خدا می­داند، برای عدالت نقش مهمی قائل است؛ حتی اگر در عمل، عدالت به طور کامل اجرا نشده و یا با کاستی مواجه بوده ­است، اما پایه­های نظام بر عدالت استوار شده و لااقل در اساسی­ترین نظریه­ها و قوانین بر آن تأکید شده است. در اصل­های 2، 3، 6، 19، 20، 43 و 107 قانون اساسی ایران، بر ارزش­هایی چون عدالت، برابری و مساوات تأکید شده است.

الگوسازی بر اساس آموزه­های دینی

الگوسازی براساس آموزه‌های دینی، مانند تقویت اخلاص و معنویت، به تقویت اراده، اقتدار و صلابتی منجر می‌شود که شخص در مقابل اغوا‌گری و هجمه دیگران ایستادگی می‌کند. انسانی که عمل، قیام، سکوت و تحرکش آمیخته با اخلاص و بر اساس رضایت خداوند باشد، شکست‌ناپذیر خواهد شد. در این بخش، یکی از مصادیق رویش­های برآمده از انسان مخلص در جمهوری اسلامی ایران، یعنی «بسیج»، بررسی می‌شود. بسیج که برآمده از درون نظام اجتماعی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران است (افتخاری، 1389، ص165).

حق­مداری، ازخودگذشتگی، کمال‌جویی، اطاعت محض از خدا، پیامبر، امامان معصوم و ولایت فقیه، روحیه صبر، استقامت، جهاد و سازندگی، بصیرت و دانایی که الهام گرفته از اخلاص و معنویت است، از ویژگی‌های بسیج به شمار می‌آید. براساس این خصوصیات ذاتی بسیج، امام خمینی(ره) فرمودند: «من همواره به خلوص و صفای دل بسیجیان غبطه می‌خورم و از خدا می‌خواهم تا با بسیجیان محشورم فرماید؛ چراکه در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجی­ام» (موسوی خمینی، 1370، ج21، ص53). با دقت و بررسی تاریخ اول انقلاب و جنگ تحمیلی درمی‌یابیم که هر یک از مشکلات پیش‌روی این انقلاب، به تنهایی توان ساقط کردن یک حکومت را داشته است؛ اما این روحیه و تفکر مخلصانه بسیجی بود که از تمام ارزش­های انقلاب دفاع کرد و با مقاومت و دادن خون خود، انقلاب را بیمه کرد.

الگوی بسیج، در داخل فرهنگ رسمی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته، و به لحاظ پایگاه، یک نهاد است (افتخاری، 1389، ص121). که از سرمایه‌های اجتماعی نظام محسوب می‌شود. علت ماندگاری و نفوذ آن نیز به این دلیل است که ریشه در اسلام دارد. ازاین‌رو، همیشه پویا و کارآمد است (خامنه‌ای، 1372).

در مجموع می­توان گفت، بسیج یک تفکر رویشی برآمده از متن انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران، و نمونه‌سازی شده از الگوی دین، اخلاص و... است. بنابراین، یک سلاح یا سازمان نیست‌ که از بین برود؛ بلکه یک تفکر اسلامی و شیعی است. در حقیقت، اسلام و آموزه‌های شیعی، مهم‌ترین کانون تولید قدرت نرم را در جمهوری اسلامی ایران به‌وجود آورد که در بسیج یکپارچه سیاسی توده‌ها و طبقات اجتماعی مختلف نمود پیدا کرد. البته در تاریخ و تمدن ایران‌زمین، فرهنگ اجتماعی و عناصر سامان‌بخش آن اصالت دارد.

اهداف و ارزش‌های حکومت
ارزش‌های سیاسی

مطرح ساختن دین و الگوی حکومت مبتنی بر آموزه‌های اسلام به وسیله جمهوری اسلامی ایران، روزنه‌های امید را در مسلمانان به‌وجود آورد و امروزه در هر کشور مسلمانی که انقلاب و تغییر اساسی رخ می‌دهد، یکی از گزینه‌های مطرح در نظام سیاسی جدید آنان، مدل حکومتی مبتنی بر آموزه‌ها و اصول اسلامی است. این موضوع متأثر از انقلاب اسلامی ایران بوده است؛ با توجه به جنبش‌ها و انقلاب‌هایی که در منطقه رخ داده است، کشورهای غربی نیز اذعان دارند که خاستگاه این انقلاب‌ها اسلام و انقلاب ایران است. در نتیجه می‌توان گفت، جمهوری اسلامی ایران در تحولات منطقه نقش مهمی ایفا کرده است.

ترس از گسترش اسلام‌گرایی که ریشه در انقلاب ایران دارد، نه‌تنها در کشورهای مسلمان، بلکه در اروپا نیز نگرانی‌هایی را برای آنها به‌وجود آورده است. این مسئله نشان‌دهنده قدرت پنهان و بالقوه‌ای است که می‌تواند دیگران را تحت تأثیر قرار دهد. میشل فوکو در این‌باره می‌نویسد: «زمانی خواهد رسید که پدیده انقلاب ایران که نشأت‌گرفته از اراده مطلقاً جمعی، فرهنگ شیعی است. زمانی درکش کنیم که ما را مجذوب کرده و دقیقاً مثل نوری همه‌جا را روشن می‌کند و همه ما را غرق خود کرده است. این نور ظاهراً خاموش است؛ اما نیروهای متفاوت سیاسی و جریان‌های سیاسی سر بر خواهد آورد» (موسوی خمینی، 1370، ج16، ص194).

تأکید بر ارزش‌های سیاسی مثل‌ خدامحوری، اخلاق‌محوری، اجرای عدالت و ولایت‌پذیری که ریشه در فطرت پاک آدمی دارد، از مؤلفه‌های اساسی قدرت نرم در جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌آید. نظام اسلامی ایران کوشیده است با به‌کارگیری و رعایت حداکثری ارزش‌های سیاسی، جایگاه و اقتدار خود را در داخل و سطح بین‌الملل ارتقا دهد. یکی از ارزش‌های سیاسی در بعد داخلی، مشروعیت نظام سیاسی است که در قانون اساسی بدان اشاره شده که تمام آنها به طور مستقیم و غیر مستقیم با رأی مردم انتخاب می‌شوند. مردم در نظام جمهوری اسلامی ایران، ولی‌نعمت و صاحب اصلی کشور محسوب می‌شوند. امام خمینی(ره) می‌فرمایند: «با پشتیبانی مردم کارها آسان می‌شود؛ کما اینکه تاکنون نیز چنین بوده است و مردم پیش‌قدم شده‌اند و خرابی‌های جنگ را که دولت نمی‌توانست به تنهایی حل کند، مردم حل کردند» (موسوی خمینی، 1370، ج16، ص419).

اعتقاد امام(ره) بر این بود که اگر بین مردم و دولت همکاری و تفاهم باشد، ‌کشور سالم خواهد بود (همان، 236). البته اسلام به منزله یک نیروی هماهنگ‌کننده، وحدت‌بخش و تقویت‌کننده روحیه مردم مطرح می‌باشد که با اهتمام به نقش مردم در امر حکومت، از مردم نیرویی قدرت‌مند ساخته است که حافظ کشورشان باشند. برخی ارزش‌های سیاسی که نشئت‌گرفته از آموزه‌های اسلامی و شیعی، و بیانگر نوعی قدرت نرم‌افزاری است، مانند اخلاق، خدامحوری، ولایت‌پذیری و... بازگوکننده یک سیاست منسجم و قوی است که در ذیل بیان می‌شود.

ولایت فقیه

در عصر غیبت امام معصوم(ع)، رهبری فقیه جامع‌الشرایط در نظام سیاسی تشیع، در نهاد ولایت فقیه تبلور می‌یابد. با توجه به اینکه در این بخش موضوع مورد نظر ما درباره بررسی مؤلفه ولایت فقیه به منزله قدرت نرم است، وجود و اصالت ولایت فقیه در رأس حکومت اسلامی را مفروض گرفته‌ایم.

ولایت فقیه در اندیشه سیاسی شیعیان، در طول نبوت و امامت معصومان(ع) قرار می‌گیرد و لازمه عقیده به نبوت، امامت و اهداف بعثت پیامبران، حاکمیت پیامبر و امامان معصوم علیهم‌السلام و در تداوم آن، امر ولایت فقیه است؛ بدین معنا که ولی فقیه در عصر غیبتِ امام معصوم(ع)، ادامه‌دهنده همان راه است و همه امور مربوط به حکومت و سیاست که برای پیامبر و امامان معصوم(ع) مقرر شده است، برای ولی فقیه جامع‌الشرایط نیز وجود دارد. امام خمینی(ره) در این باره معتقد است: «امروز فقهای اسلام حجت بر مردم هستند. همان‌طور که حضرت رسول(ص) حجت  خدا بود و همه امور به او سپرده شده بود و هرکس تخلف می کرد، بر او احتجاج می شد، فقها از سوی امام(ع) حجت بر مردم هستند. همه امور و تمام کارهای مسلمانان به آنان واگذار شده است» (موسوی خمینی، بی‌تا، ص82).

از آغاز عصر غیبت، به‌جز در دوره‌هایی کوتاه، شیعیان همواره تحت سیطره حکومت‌های ستمگر قرار داشتند و مسئله امامت از دغدغه‌های مهم آنان در امر سیاست به‌شمار می‌رفت. این امر موجب شده بود تا آنان هرگاه فرصت می‌یافتند، حاکمیت و رهبری سیاسی جامعه را در قالب نظریه «ولایت فقیه» ـ شکل تنزل‌یافته امامت ـ مطرح، و در صورت امکان آن را اجرا کنند؛ ولی پیروزی انقلاب ایران این امکان را به‌وجود آورد که این نظریه تئوریزه، و به‌منزله یک مدل حکومتی مطرح و اجرایی شود.

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ولایت امر در عصر غیبت را به ولایت فقیه سپرده است: «در زمان غیبت حضرت ولی عصر(عج)، در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یکصد و هفتم عهده دار آن می‌گردد» (قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل 5).

امام خمینی(ره) ولایت فقیه را مظهر جدایی‌ناپذیری دین از سیاست می‌دانستند؛ بدین‌معنا که در رأس حکومت اسلامی باید یک ولی فقیه جامع‌الشرایط باشد که دارای اختیارات مطلق است؛ نه اینکه تنها بتواند در امور خاص و محدود مثل امور حسبیه دخالت داشته باشد (گردشی، 1381، ص57ـ64). در نظر امام خمینی(ره) ولایت فقیه ادامه ولایت رسول‌الله و معصومان(ع) است. ازاین‌رو، اطاعت از ولی فقیه جامع‌الشرایط واجب می‌باشد (ر.ک: کتاب ولایت فقیه امام خمینی(ره)، ص17ـ22).

نظام جمهوری اسلامی ایران، نمونه عملی نظریه ولایت فقیه است؛ بدین معنا که طرح نظریه ولایت فقیه و ارائه عملی حکومت اسلامی، نمودی از پیوند ناگسستنی دین و سیاست را از یک فرضیه ناآزموده، به نظریه‌ای عملی و سیاسی قابل اجرا ارتقا داد. در اندیشه امام خمینی(ره)، نه تنها نظریه تفکیک و جدایی دین از سیاست و دیانت یک فرضیه عملی محسوب نمی‌شود، طرح این اندیشه بازتاب رسوخ اندیشه­های بیگانگان و استعمارگران تلقی شده است (سجادی، 1382، ص95).

در رأس حکومت اسلامی مورد‌ نظر امام(ره)، ولایت فقیه هدیه‌ای خدادادی به شمار می‌آید که حافظ کشور است. فوکویاما در یک سخنرانی بیان می‌دارد، در بین تمامی مذاهب اسلامی، شیعه تنها مذهبی است که نگاهش به ولایت فقیه است. ولایت فقیه شیعه را تهدیدناپذیر کرده است. تهدید‌ناپذیری، شکست‌ناپذیری و فناناپذیری در این تحلیل، مبتنی بر اصول و مبانی انقلاب اسلامی ایران است (ایزدی، 1380، ص8). هم در زمان رهبری امام خمینی(ره) و هم در زمان فعلی که رهبری بر عهده آیت‌الله خامنه‌ای است، جایگاه ولایت فقیه توانسته است در مقابل هجمه‌های داخلی و خارجی بایستد و آنها را خنثی سازد.

جاذبه و دافعه

انسان‌ها از نظر جاذبه و دافعه یکسان نیستند؛ برخی افراد نه جاذبه دارند و نه دافعه، نه کسی با آنها دوست است و نه دشمنی دارند. در مقابل، عده‌ای جاذبه دارند، ولی دافعه ندارند و یا به‌عکس؛ اسلام این سه رویکرد را قبول ندارد. از منظر اسلام، کسی مورد قبول است که جاذبه و دافعه قوی داشته باشد؛ یعنی در برابر مستکبران، بی‌عدالتی‌ها و ظلم‌ها به شدت ایستادگی کند و در برابر مؤمنان با نرمی برخورد نماید. جمهوری اسلامی ایران در سیاست‌های خود نسبت به دوستان و دشمنان دارای جاذبه و دافعه قوی است. مبنای اصلی جاذبه و دافعه نظام جمهوری اسلامی ایران، تبعیت از اصول اسلام ناب محمدی و پذیرش حاکمیت خداوند است.

نکته مهم دیگر در جذب و دفع افراد در سیاست‌های نظام جمهوری اسلامی ایران، سیاست استکبار‌ستیزانه آن است. امام خمینی(ره) و بعد از ایشان مقام معظم رهبری، از ابتدای انقلاب از مشی استکبار‌ستیزانه‌ خود کمترین عدولی نداشتند و همین موضوع باعث شد تا برخی از افرادی که تحمل این مسئله را نداشتند، به‌تدریج زاویه پیدا کنند.

یکی دیگر از ویژگی‌هایی که باعث ایجاد جاذبه و دافعه در جمهوری اسلامی ایران شده است، صلابت در رأی و اندیشه و استواری در رفتار دولت‌مردان جمهوری اسلامی ایران بر مبنای اصول اسلامی در برابر دوستان و دشمنان است؛ یعنی در هیچ موقعیتی اصول فکری و عقاید اسلامی خود را نادیده نگرفته‌اند و در برابر عقاید باطل، بدعت‌ها و تحریف‌ها تا پای جان از خود فداکاری نشان داده‌اند.

هر آرمان و ایدئولوژی‌ای که در جهان مطرح می‌شود، دارای جاذبه و دافعه است. از این‌رو، نباید انتظار داشت تمام مردم دنیا موافق آرمان‌های جمهوری اسلامی باشند. به هر حال، این آرمان­ها منافع برخی را به خطر انداخته و بدیهی است آنها تمام تلاش خود را برای تخریب جایگاه ایران انجام خواهند داد. این موضوع که در دنیا حساسیت‌هایی درباره ایران وجود دارد، نشان‌دهنده ایفای نقش و اهمیت جمهوری اسلامی در معادلات بین‌المللی است که توانسته است عده­ای را جذب، و در مقابل عده­ای که حاکمیت و ولایت الله را نپذیرفته‌اند، ایستادگی کند. بی‌شک اگر ایران از خود جاذبه و دافعه نداشت و در معادلات بین­المللی تأثیرگذار نمی‌بود، اینچنین درباره آن حساسیت وجود نمی‌داشت.

مطلوب‌های سیاست خارجی

ماهیت انقلاب اسلامی ایران بر مبنای آموزه‌های اسلامی شکل گرفته و این موضوع نشان‌دهنده جهان‌شمولی این سیاست‌گذاری در بعد خارجی است. تکیه بر اصولی مانند نفی سلطه‌جویی و نفی پذیرش سلطه بر منابع طبیعی و اقتصادی کشور، دفاع از حقوق مستضعفان، پایبندی به تعهدات بین‌المللی و ایجاد رابطه مسالمت‌آمیز مبتنی بر تعامل و همکاری، از اصول مندرج در قانون اساسی است که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را جهت‌دهی می‌کند (ر.ک: قانون اساسی، اصل 11، 151، 152 و 153).

در آغاز حرکت انقلاب اسلامی ایران، ایجاد وحدت بین ملت‌های جهان به مثابه «سیاست ایجابی» جزء شعار‌های اساسی بوده است. امام خمینی(ره) در این‌باره می‌فرمایند:‌ «ما می‌خواهیم به همه ملت هم بفهمانیم که اسلام یک دین وحدت است؛ یک دینی که هیچ یک از قشرها تفوق بر دیگری ندارد؛ مگر تقوا و پیروی از احکام اسلام»(موسوی خمینی، 1370، ج13، ص226). همچنین اصل نفی سبیل و عدم تعهد در برابر کشورهای زورگو به منزله «سیاست سلبی»، برآیند کلی سیاست­گذاری خارجی جمهوری اسلامی ایران را مشخص کرده است که یکی از نمودهای آن را می‌توان در به چالش کشیدن هژمونی غرب مشاهده کرد؛ یعنی سیاست خارجی مبتنی بر اصول اسلامی، بستر و ظرفیت فکری مناسبی به منظور مبارزه با سلطه‌جویی­ های غرب به‌وجود آورده است.

این روحیه خودباوری که در مسلمانان ایران و جهان به وجود آمده، چنان هژمونی غرب را به چالش کشیده است که آنان امروزه از ایمان، اعتقادات دینی و اسلام سیاسی که خواهان تشکیل حکومت اسلامی است، احساس خطر می‌کنند. یکی دیگر از نمودهای سیاست خارجی مبتنی بر اصول اسلامی را می‌توان در علنی شدن مبارزه با سلطه، زور و استکبار مشاهده کرد. امروزه ملت‌ها جلوتر از دولت‌های خویش با الگو‌برداری از جمهوری اسلای ایران، پرچم مبارزه با استکبار را بر عهده گرفته‌اند. به جرئت می‌توان گفت امروزه گفتمان مبارزه با استکبار که در رأس آن امریکا و اسرائیل قرار دارد، بر اندیشه آزاد‌فکران جهان، اعم از مسلمان و غیرمسلمان، مسلط شده است و حرکت‌های آزادی‌بخش روح تازه‌ای گرفته‌اند.

منابع تقویت‌کننده قدرت نرم

در کنار تمام منابع قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران که خاستگاه آنها اسلام و فرهنگ شیعه است، برخی منابع طبیعی و خدادادی در ایران وجود دارد که مزیت‌های نسبی برای ایران فراهم ساخته است که می‌تواند با توجه به آنها زودتر به اهداف خود دست یابد. یکی از مزیت‌های خدادادی ایرانیان، بالا بودن ضریب هوشی آنان در مقایسه با بیشتر کشور‌های خاورمیانه است. از این‌رو، توانایی‌ها، خلاقیت‌ها، تولید علم، ابتکار و نو‌آوری در بین نیروهای انسانی ایران نسبت به سایر کشورها نمایان‌تر است و این مبدأ مهمی از قدرت نرم است (پوراحمدی، 1389، ص93). به عبارت دیگر، دانشمندان ایرانی با توجه به هوش بالای خود می‌تواند در کنار پیشرفت‌های صنعتی، در بخش انسانی موفق‌تر از دیگر کشورهای جهان عمل کند.

یکی دیگر از ظرفیت‌ها و مزیت‌ها، موقعیت استراتژیک ایران است؛ به گونه‌ای که در محور مواصلاتی آسیا، افریقا و اروپا قرار دارد و این موقعیت ایران را ممتاز کرده است؛ همچنین در مرکز خاورمیانه و در منطقه خلیج فارس قرار دارد که 2000 کیلومتر ساحل مناسب عملیاتی و بنادر و لنگرهایی با توان پذیرش ناوگان‌های بزرگ دارد. از این‌رو، امنیت منطقه استراتژیک خلیج فارس، فقط با مشارکت ایران عملی خواهد شد (مینایی، 1388، 247).

افزون بر‌این، منابع طبیعی و خدادادی باعث افزایش قدرت یک کشور می‌شود. جمهوری اسلامی ایران به لحاظ موقعیت و منابع اولیه یک کشور استراتژیک به شمار می‌آید. در حوزه خلیج فارس، 76 تریلیون متر مکعب منابع گاز طبیعی وجود دارد که حدود 30 درصد گاز جهان است و ایران مقام اول منطقه و جایگاه دوم جهان را از نظر منابع گازی دارد. همچنین به لحاظ ذخایر منابع نفتی، چهارمین کشور می‌باشد. جمهوری اسلامی ایران به لحاظ فرهنگی و اعتقادی، در مرکزیت جهان اسلام قرار دارد؛ به‌ویژه بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران، این مرکزیت نماد بیشتری یافته است. تمام این ظرفیت‌ها باعث شده است که قدرت‌های دیگر نتوانند نقش ایران را نادیده بگیرند.

نتیجه‌گیری

انقلاب اسلامی ایران که از همان ابتدا دارای ماهیت فرهنگی بود، با تکیه بر اصول اسلامی توانست برآیند مثبتی در اذهان و افکار عمومی داخل و خارج ایجاد کند. این موضوع باعث افزایش قدرت و اقتدار کشورمان شده است. جمهوری اسلامی ایران هویت متمایزی را در منش فرهنگی و سیاستی خود پذیرفت که کاملاً بر مبنای اسلام بود؛ الگویی که تشابهی با ساختار اندیشه سکولار نداشت؛ یعنی مبانی فکری، هدف، فرآیند تاریخی و تطوراتی متمایز از گفتمان سکولار دارد و پایه‌گذار فرآیندی معرفتی، از طریق عرضه گفتمانی جدید بود. غرب نیز با درک این موضوع، درصدد چالش با آن برآمد.

آنچه در این نوشتار بیان شد، مؤلفه­های قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران بود؛ مؤلفه­هایی مانند اخلاق، شهادت‌طلبی، معنویت‌گرایی، علم‌گرایی، ولایت‌ فقیه و...، که در تمام آنها اسلام و تشیع به منزله یک اصل و راهنما قرار داشت. در کنار این اصول، موقعیت استراتژیک و ژئوپولتیک و نیز سابقه تمدنی و اهمیت به علم و داشتن منابع غنی اولیه، از ایران بعد از انقلاب، کشوری قدرت­مند و مؤثر در تحولات دنیا ساخته است.

این موضوع موجب شده است که امروزه جمهوری اسلامی ایران در مقام یک الگو برای کشورهای آزادی‌خواه دنیا، به‌ویژه کشور‌های مسلمان تبدیل شود؛ زیرا جمهوری اسلامی ایران رویکردی را برای مسائل سیاسی انتخاب کرد که امروزه مورد توجه تمام کشورها قرار گرفته، و آن رویکرد فرهنگی و دینی به مسائل داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی بود. مردم ایران به احیای اموری پرداختند که فطرت هر مسلمان و آزادی‌خواهی دنبال آن بود.

کار ویژه نظام جمهوری اسلامی ایران، بیدار کردن ضمیرهای خفته­ای بود که سال‌ها بلکه قرن­ها خفّت و ضلالت را دیده بودند و از هرگونه بی‌عدالتی، بداخلاقی، ظلم و زیاده‌خواهی به تنگ آمده و انقلاب اسلامی ایران راه را برای احیای مجدد اسلام و خواسته­های درونی ملت‌های مسلمان باز کرد. در بعد داخلی نیز مردم که از هرگونه بی‌عدالتی‌ها و بی‌توجهی‌ها به اسلام به تنگ آمده بودند با شکل‌گیری نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به خواسته‌هایشان رسیدند.

جمهوری اسلامی ایران از تمام مؤلفه‌های بالفعل و بالقوه فرهنگی و دینی در جهت تقویت و استحکام پایه‌های سیاسی و اجتماعی خود استفاده کرد و توانست در جهت حفظ و تداوم وحدت اقشار جامعه گام بردارد و به الگویی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل گردد.

منبع: فصلنامه معرفت سیاسی – شماره 8

توسط : masoolesite | تاریخ : 1393/10/28 | نظرات

پیامدهای بین‌المللی شکاف میان مسلمانان چیست؟

تبیین بیانات رهبر انقلاب به مناسبت هفته ی وحدت



پیامدهای بین‌المللی شکاف میان مسلمانان چیست؟

«امروز دنیاى اسلام با توطئه‌هاى دشمنان مواجه است. من به شما برادران و خواهران عزیز ‌ـ‌چه ایرانى و چه غیر ایرانى‌ـ‌ عرض بکنم، امروز مهم‌ترین دستاویز دشمن براى مقابله‌ى با بیدارى اسلامى، ایجاد اختلاف است».

موضوع وحدت از جمله مهم‌ ترین تأکیدات مقام معظم رهبری در دهه‌های اخیر است. ایشان همواره با تأکید بر این مهم و روشنگری درباره‌ی توطئه‌های دشمنان برای اختلاف‌افکنی در میان مسلمانان، نسبت به هوشیاری مسلمین هشدار می‌دهند. برای بررسی تبعات و پیامدهای این توطئه‌ی دشمنان و همچنین راه‌های رسیدن به وحدت، در مقاله‌ای که در دو قسمت منتشر خواهد شد، به بررسی زوایای مختلف این مسئله می‌پردازیم. در قسمت اول، به بررسی تبعات و پیامدهای اختلاف‌افکنی میان مسلمانان پرداخته می‌شود و در قسمت دوم، مسئله‌ی وحدت بررسی خواهد شد.
بیانات رهبری در دیدار مسئولان نظام و مهمانان کنفرانس وحدت اسلامی:
«علاج این بیمارى، احساس اتحاد بین مسلمین است؛ ملت‌هاى مسلمان باید با هم متحد شوند. در داخل هر کشور، گروه‌هاى مختلف، مذاهب مختلف، جناح‌هاى مختلف، باید دست‌ به دست هم بدهند؛ اختلافات فکرى و عقیدتى و سیاسى و سلیقه‌اى و جناحى را بر حرکت‌هاى اساسىِ خودشان حاکم نکنند، تا بتوانند در مقابل دشمن بایستند؛ امروز راه، فقط این است. با انواع حیل دارند تلاش می‌کنند ایجاد اختلاف کنند؛ می‌بینید شما. وقتى مسلمان‌ها سرشان به اختلاف با یکدیگر مشغول شد، مسئله‌ى فلسطین در حاشیه قرار می‌گیرد؛ ایستادگى در مقابل زیاده‌خواهى آمریکا و غرب، در حاشیه قرار می‌گیرد؛ آن‌ها امکان پیدا می‌کنند که نقشه‌هاى خودشان را عمل کنند.»
سقوط حکام مستبد در کشورهای اسلامی عربی و گسترش امواج اولیه بیداری اسلامی در آینده، ضمن نفی سیاست‌های غرب در سرزمین‌های اسلامی و صیانت از سرمایه‌های ملی، می‌تواند به سوی نوعی از هم‌گرایی اسلامی حرکت نماید و زمینه‌های شکل‌گیری یک بلوک قدرت را فراهم آورد. به نظر می‌رسد آنچه غرب را بیشتر از همه به هراس انداخته، بُعد فکری و نظری ای است که جریان بیداری اسلامی می تواند پرچم دار آن باشد؛ چرا که آینده‌ی جریان بیداری اسلامی، در عین تحدید حوزه‌ی منافع استکبار در منطقه، می‌تواند به افول اندیشه‌های اومانیستی و شکل‌گیری یک تمدن اسلامی بدل گردد. لذا بیداری اسلامی، که پایه‌ایه ‌ترین تأثیر آن، رشد آگاهی‌های سیاسی، اقتصادی و البته گرایش به اسلامی سیاسی در ملت‌های مسلمان است، پیامدهای مستقیم و غیرمستقیمی برای نظام بین‌الملل سلطه و عناصر و فرآیندهای درونی آن خواهد داشت. لذا پرسش اصلی این است که «ایجاد اختلاف»، به عنوان مهم ‌ترین دستاویز دشمن برای مقابله با اقدامات منتهی به بیداری اسلامی، چه تبعاتی برای مسلمانان دارد؟ و وحدت به عنوان مهم ‌ترین راه‌حل مقابله با این پروژه چگونه قابل دستیابی است؟
1. غرب و اختلاف‌افکنی در میان امت اسلامی
«ساموئل هانتینگتون»، از نظریه‌پردازان مشهور آمریکایی، می‌گوید: «در جهان جدید، منبع اصلی تعارض، ایدئولوژی یا اقتصاد نخواهد بود. شکاف‌های بزرگ میان بشریت و منبع اصلی تعارض، فرهنگی خواهد بود. رویارویی تمدن‌ها، سیاست جهانی را تحت ‌الشعاع قرار خواهد داد. در هر دو سوی، تعامل اسلام و غرب با عنوان برخورد تمدن‌ها تلقی می‌شود.» لذا جنگ جهانی آینده جنگ تمدن‌هاست. از این منظر، اسلام به عنوان یک تهدید راهبردی عمده در دوره‌ی پس از جنگ سرد جانشین امپراتوری کمونیسم شده است. لذا غرب خود را در یک حالت تقابل پیش‌ دستانه با جهان اسلام قرار می‌دهد. یکی از اساسی‌ ترین پیش‌دستی‌های غرب در مواجهه با بیداری اسلامی، ایجاد اختلافات قومی، مذهبی، سیاسی و... است. اختلاف‌افکنی جبهه‌ی استکبار در میان ملت‌های مسلمان، تضعیف کشورهایی است که با بهره‌گیری از پتانسیل‌های انرژی و ژئوپلیتیک، در آینده‌ی جهانی نقشی اساسی خواهند داشت.
اختلاف‌افکنی استعمار البته سابقه‌ای دیرین دارد. به عنوان مثال، انگلستان به همراه سایر کشورهای اروپایی استعمارگر، پس از پایان جنگ جهانی اول و فروپاشی خلافت عثمانی، طی قرارداد ساکس پیکو در سال 1916م، مشرق عربی را به کشورهای کوچک و ضعیف تجزیه نمود. این سیاست البته بعدها با قرار دادن یک مؤلفه‌ی ژئوپلیتیک و ژئوکالچر مخالف با یک‌پارچگی اسلامی، که در رژیم جعلی صهیونیستی تجسم یافت، پیگیری گردید. هم‌اینک نیز این رویکرد کلان در قالب ایجاد تقابل‌های متعدد در منطقه‌ی خاورمیانه اسلامی دنبال می‌گردد؛ تقابل عرب و عجم، شیعه و سنی، سکولار و اسلام‌گرا، سلفی و رافضی و...
2. تبعات بین‌المللی شکاف میان مسلمانان
پروژه‌ی اختلاف‌افکنی در جهان اسلام و در میان مسلمانان، اختلافات فرقه‌ای مذهبی، اختلافات مرزی، سخت‌گیری به اقلیت‌های مذهبی ساکن در میان مسلمانان و... بزرگ نمایاندن این اختلافات و تبدیل آن‌ها به نزاع و کشمکش، از جمله رویکردهای تاریخی استعمار و استکبار جهانی در جهان اسلام بوده است. لذا این تداوم و تعمیق این رویکرد و مهم‌تر از آن، بازتاب جهانی آن، کمترین دستاوردی که نصیب غرب خواهد نمود، به بیراهه کشاندن امواج بیداری اسلامی است. شکاف‌های مذهبی، فرهنگی و سیاسی در سطح جهان اسلام تبعات فراوان‌تری را به دنبال خواهد داشت که در ادامه به برخی از آنان اشاره می‌شود:
الف) اسلام‌هراسی و بسیج افکار عمومی جهانی: ناآگاهی نسبت به اسلام و داشتن انگاره‌های نادرست، به این دلیل که مانع تشکیل زمینه‌ی مناسب برای فهم و ارتباط مثبت با پیروان اسلام است، یکی از نشانه‌های برجسته‌ی زندگی در جهان غرب است. ناآگاهی جوامع غربی از اسلام و انگاره‌های غلطشان نسبت به اسلام و مسلمانان در عواملی ریشه دارد که مهم‌ ترین آن‌ها عبارت است از:
1. نقش لابی (گروه فشار) یهودی‌ـ‌صهیونیستی در ارائه‌ی تصویری زشت از مسلمانان و یک دشمن دیرین جهان متمدن غرب.
2. سخن گفتن از اخلاق مسیحی و یهودی به عنوان اخلاق جهانی مقبول و شایسته‌ی پیروی در جامعه‌ی جهانی.
3. وصف کردن اسلام به تروریسم و تعصب و تحقیر زن و عدم تسامح نسبت به غیر مسلمانان و رد دمکراسی و...
4. ترس غربی‌ها از خطر رو به فزونی اسلام‌گرایی و بیم آنان از جنگ احتمالی اسلام و غرب در آینده و تغذیه‌ی این هراس‌ها از سوی رسانه‌ها.(1)

از سویی می‌توان گفت که ریشه‌ی قسمتی از چالش کنونی حاکم بر روابط اسلام و غرب، اختلافات تمدنی عمیقی است که در تاریخ جریان داشته است؛ چنان که ساموئل هانتینگتون، در نظریه‌ی برخورد تمدن‌ها می‌گوید، بخش مهمی از این چالش، بر تعارض منافع میان اسلام و غرب استوار است؛ به گونه‌ای که غرب تا حدی آمادگی پذیرش اسلام معتدل را دارد؛ اسلامی که منافع سیاسی و اقتصادی‌اش را تضمین کند و تهدیدی برای آن نباشد. اما فارغ از ریشه‌های پدیده‌ی اسلام‌هراسی، آنچه اهمیت دارد نتیجه و تبعات این روند است. اساسی ‌ترین نتیجه‌ی این امر بسیج افکار عمومی جهانی علیه مسلمانان خواهد بود؛ کاهش امنیت مسلمانان ساکن در غرب، اعمال فشار بر اجرای مراسم دینی، بهانه‌تراشی جهت مداخلات نظامی، فشار به کشورهای اسلامی به بهانه‌های حقوق بشری و...
ب) عدم حضور مسلمانان در قدرت جهانی: مهار بیداری اسلامی، پیاده کردن فرهنگ و ارزش‌های لیبرال‌دمکراسی، در کنار تسلط اقتصادی بر منابع انرژی جهان، سه هدف راهبردی طرح خاورمیانه بزرگ ایالات متحده‌ی آمریکا بود. البته در تمامی سال‌های قرن بیستم نیز تسلط بر کشورهای صادرکننده‌ی نفت، به ویژه در خاورمیانه، محور سیاست خارجی و بین‌المللی دولت‌های بزرگ بوده است. لذا اکنون در معادلات سیاسی اقتصادی منطقه‌ی خاورمیانه، سه مقوله‌ی بیداری اسلامی، انرژی و امنیت اسرائیل، آن‌چنان به یکدیگر وابسته شده‌اند که مسائل و جریان‌های فکری،‌ اقتصادی و ژئوپلیتیکی جهان را تحت ‌الشعاع خود قرار داده‌اند؛ به گونه‌ای که امکان جدا کردن آن‌ها از یکدیگر غیرممکن شده است.
ز این رو منطقه‌ی خاورمیانه، به دلیل برخورداری از حدود دوسوم ذخایر شناخته‌شده‌ی نفتی و تولید و صدور روزانه بیش از نیمی از نفت مصرفی جهان، در مراکز ثقل سیاست‌های نظام سرمایه‌داری، به ویژه آمریکا و اروپا قرار دارد. میزان و چگونگی موفقیت یا شکست طرح‌هایی نظیر خاورمیانه‌ی بزرگ، به قدرت جنبش‌های اسلامی، وحدت و تعمیق بیداری اسلامی بستگی دارد. اساساً نظم آینده‌ی اقتصادی جهان، با توجه به اینکه منابع عظیم انرژی و همچنین چهارراه‌های استراتژیک تجارت انرژی در جهان اسلام متمرکز شده است، وابستگی شگرفی به سیاست‌های کشورهای اسلامی دارد.
ج) افزایش تروریسم و تعمیق توسعه ‌نیافتگی در کشورهای اسلامی: دیدگاه آمریکا بعد از یازدهم سپتامبر، بر این امر مبتنی است که توسعه‌ی دمکراسی باعث افزایش امنیت می‌شود و از پیدایش تروریسم جلوگیری می‌کند. بدین شکل که دمکراسی از طریق افزایش موقعیت هماهنگی بین‌قومی در جوامع چندفرهنگی، باعث کاهش خطر تروریسم می‌شود. لذا خاورمیانه‌ی اسلامی به عنوان منطقه‌ای غیر دمکراتیک، منشأ تروریسم و بی‌ثباتی در نظام بین‌الملل تلقی می‌گردد.
«اولیویه روئا»، در کتاب «اسلام جهانی‌شده»، در مورد اسلام رادیکال بحث عمیقی را مطرح می‌کند. به اعتقاد او، دین‌داری خالص اسلامی، که همواره در فرهنگ ملی یا محلی ریشه دارد، ریشه‌ی پدیده‌ی تروریسم نیست؛ بلکه شاخه‌ی رادیکال آن، محصول چیزی است که اولیویه روئا آن را «سرزمین‌زدایی» اسلام می‌نامد؛ یعنی آحاد جوانان مسلمانی که رو به فعالیت‌های تروریستی می‌آورند، ریشه‌های فرهنگی خود را از دست داده‌اند. این مسئله روشن می‌کند که چرا سرمنشأ بسیاری از اسلام‌گرایان رادیکال، غرب است و نه منطقه‌ی خاورمیانه. لذا اسلام‌گرایی رادیکال، در واقع ایده‌ای اسلامی نیست، بلکه ریشه‌های آن غربی است.(2)
لذا باید گفت سه مؤلفه‌ی توسعه‌ نیافتگی، فرهنگ رادیکال تکفیری و تروریسم، در کشورهای اسلامی، در تعامل با یکدیگر قرار دارند. تضعیف فرهنگ تقریبی و وحدت در جهان اسلام سبب رشد حرکات افراطی در قالب گروه‌های تکفیری می‌گردد. حرکات تروریستی همانند القاعده در سال‌های اخیر خسارات و مصائب بسیاری بر امت اسلام بر جای گذاشته است و در عین برابر نشان دادن اسلام به تروریسم، مستقیم و غیرمستقیم منافع غرب را در مناطق اسلامی افزایش داده است؛ چه اینکه عمده‌ی مداخلات نظامی غرب در کشورهای مسلمان به بهانه‌ی مبارزه با تروریسم صورت پذیرفته است. ناگفته پیداست که جایگزینی رویکرد تقریب‌گرایانه و تقویت فرهنگ گفت‌وگوی دینی در میان فرق اسلامی، نقشی اساسی در کاهش جنایات صورت‌گرفته علیه شیعیان در عراق، پاکستان و... و نفی بهانه‌های غرب برای تداوم اشغالگری در سرزمین‌های اسلامی دارد
د) استحاله و از خود بیگانگی فرهنگی نسل‌های آتی: کوشش برای شکل دادن و بنیان‌گذاری نظامی جدید با جهان‌بینی مادی و سلطه‌گرا در تضاد است و تلاش برای تحقق نظام دیگری متفاوت از نظام تحمیلی «دولت‌‌ملت» و به عبارت دیگر، حرکت در جهت هم‌گرایی و در نهایت وحدت جهان اسلام به منظور مقابله با سلطه‌ی فرهنگی و ارزشی غرب و احیای فرهنگ و ارزش‌های دینی‌توحیدی، نگرانی دیگری است که علت بسیج امکانات و جنگ بر ضد بیداری اسلامی شد.
در سوی دیگر، در عصر جهانی شدن، با اشاعه‌ی آگاهی جهانی، جنبه‌های عام فرهنگی معطوف به شرایط و مسائل جهانی تقویت می‌شود و شرایط برای طرح ایده‌های جهان‌شمول لیبرال‌دمکراسی، بیش از گذشته فراهم می‌گردد و به این ترتیب، ملت‌های مسلمان، از یک سو در معرض تهاجم اندیشه‌ای غرب قرار دارند و از سوی دیگر و در درون خود، درگیر بحران هویت و اندیشه، حاصل از فرآیندهای گذار به توسعه‌یافتگی نیز هستند. لذا یکی از اساسی‌ ترین مسائل پیش روی جوامع مسلمان، مسئله‌ی استحاله‌ی فرهنگی خواهد بود. حضور بی‌برنامه‌ی مسلمانان در فرآیند مدرنیسم، این پتانسیل را خواهد داشت که دو نتیجه‌ی متفاوت را در کنار هم خلق نماید؛ یا مسلمان سکولار و یا مسلمان بنیادگرای تکفیری. استحاله‌ی فرهنگی البته نتیجه‌ی عدم تلاش مسلمانان در استخراج ابعاد نظری اسلامی و عدم تکیه بر فرهنگ غنی اسلام نیز هست.(*)
ادامه دارد ...
پی‌نوشت‌ها:
1. شیعه‌هراسی و جایگاه آن در دیپلماسی امنیتی ایالات متحده:http://www.bashgah.net/fa/content/print_version/43478 (Sun Nov 27 14:02:48 2011)
2. الیور روآ، اسلام جهانی‌شده، ترجمه‌ی حسن فرشتیان، قم، بوستان کتاب، 1387.
*عبداله مرادی

منبع: برهان

توسط : masoolesite | تاریخ : 1393/10/28 | نظرات

سیاست دیجیتالی شده و تغییر راهبردهای دفاعی کشورها

 

درس‌های ارتباطی 2014 برای سیاستمداران چه بود؟


سیاست دیجیتالی شده و تغییر راهبردهای دفاعی کشورها
صاحب نظران سیاسی بر این باورند که شیوه موثر در جنگ‌های ارتباطی جدید، افزودن بر آگاهی شهروندان و ارتقای فعالیت در حوزه‌هایی است که قدرت نرم یک کشور را در بر می‌گیرد.

سال 2014 درحالی رو به پایان است که شاید بتوان گفت، مهمترین تحول سیاسی در این سال، ارتباطاتی‌تر شدن روند تحولات جهانی و تغییر مسیر منازعات بین‌المللی از جنگ‌های کلاسیک به سوی جنگ‌های سایبری بود.

در اولین روزهای سال 2014 برای اولین بار دو کازینوی آمریکایی اعلام کردند که از مشتریان به‌جای پول نقد، «بیت‌کوین» هم قبول می‌کنند. بیت‌کوین را می‌توان نوعی پول دیجیتال آنلاین دانست که بانک مرکزی ندارد و معامله و رد و بدل آن روی شبکه انجام می‌شود. این نوآوری مالی دیجیتال ظرف مدتی کوتاه با استقبالی چشمگیر روبرو شده، به طوری که ارزش آن در کمتر از چند سال صدها برابر شده است. این تحول، در ابتدای سال 2014، جهان را بیشتر به سمت دیجیتالی شدن و استفاده از نوآوری‌های شبکه‌ای پیش برد و نشان داد که کاربران اینترنتی گاهی به پول مجازی بیش از سرمایه‌های کلاسیک اهمیت می‌دهند.

با این حال آنچه وضعیت دیجیتالی جهان را در این سال تثبیت کرد، جنگ سایبری آمریکا و کره شمالی در آخرین روزهای سال بود؛ دعوایی که جنگی سایبری میان دو کشور را رقم زد و با هک شدن سایت سازنده فیلم «مصاحبه» و سپس قطع اینترنت کره شمالی، تحلیل‌گران دریافتند که سال 2014 بیش از آنچه پیش‌بینی می‌شد با وضعیت دیجیتالی دست به گریبان بوده است.فزون بر این دو مثال، آنچه در این سال، بیشتر ناظران سیاسی را متوجه نقش ابزارهای ارتباطی در تحولات سیاسی کرد، مکانیزم فعالیت داعش بود. گروهی که با تکیه بر ابزارهای ارتباطی جدیدی چون توئیتر و یوتیوب، سیاست وحشت‌آفرینی خود را تقویت کرده و توانست خیلی زود به مساله اصلی دولتمردان در سطح جهان تبدیل شود.

فارغ از اینکه ریشه‌های اصلی شکل‌گیری تحولات یاد شده از دعوای واشنگتن و پیونگ‌یانگ گرفته تا پیدایش لویاتانی به نام داعش چیست و چگونه این تحولات در کنار حوادث مهمی چون بحران اوکراین، آغاز دور تازه‌ای از جنگ سرد میان غرب و روسیه، بحران نفتی، مذاکرات هسته‌ای ایران و 1+5، انتخابات افغانستان و… توانستند تقدیم سیاسی سال 2014 را رقم بزنند، باید این نکته را مورد توجه قرار داد که در بسیاری از این بحران‌ها، آنچه نقش اصلی را ایفا می‌کرد، ابزارهای ارتباطی بود؛ ابزارهایی که از شبکه‌های اجتماعی در فضای مجازی گرفته تا هالیوود و رسانه‌های مکتوب را در بر گرفته و باعث شکل‌گیری بسیاری از حوادث مهم سال 2014 شد.

جنگ‌های صفر و یکی، اثرگذار بر مناسبات بین‌المللی

یکی دیگر از خبرهای مهم سال 2014، جاسوسی گسترده واشنگتن از مردم و دولت‌های جهان، حتی دولت‌های متحد خود بود. امری که بازتاب گسترده‌ای یافت و نشان داد چه دولت‌های متحد و چه دولت‌های متخاصم، همه در معرض شکل تازه‌ای از ابزارهای کنترلی سیاسی هستند. هرچند اوج این رویارویی‌های صفر و یکی در جریان شناسایی ویروس‌های جاسوسی استارس، استاکس نت و رین بود، ولی جهان در سال 2014 علاوه بر این بد افزارها، شاهد اشکال دیگری از مخاصمات ارتباطی نیز بود که گاهی در چارچوب تقابل‌های پهپادی در آسمان چنانکه در جریان شناسایی آرکیو 170 اتفاق افتاد، بروز یافت.

با نگاهی به این روند می‌توان از هم‌اکنون منتظر بود تا دولت‌های مختلف راهبردهای دفاعی خود را از سخت‌افزارهای نظامی به نرم‌افزارهای سایبری تغییر داده و آماده نبرد در ساحتی دیگر باشند. استفاده واشنگتن از ابزار هالیوود علیه کشورهای مختلف که در جریان ساخت فیلم‌های سینمایی چون «آرگو» و «مصاحبه» بروز یافت نشان می‌دهد که حتی دارنده بزرگترین نیروی نظامی نیز دریافته است که برای تضعیف دولت‌های غیرمتحد، نیازمند ابزارهایی تازه است. ابزارهایی که بی‌تردید کشورهای مستقل نیز باید خود را به آن مجهز کنند.

برخی کشورها همچون کره‌شمالی، افزایش شدید سانسور را راه موثر در جنگ‌های ارتباطی تازه ارزیابی می‌کنند. راهبرد دفاعی آن ها، مسدود سازی هرگونه ارتباط شهروندان کره‌ای با دنیای خارج است. امری که معلوم نیست بتواند برای مدتی طولانی کره شمالی را از عوارض هجمه‌های ارتباطی کشورهای غربی مصون بدارد. با این حال صاحبنظران سیاسی بر این باورند که شیوه موثر در جنگ‌های ارتباطی جدید، افزودن بر آگاهی شهروندان و ارتقای فعالیت در حوزه‌هایی است که قدرت نرم یک کشور را در بر می‌گیرد. شاید اگر چنین قدرتی وجود داشته باشد، نیازی به بروز بعضی جنجال‌ها نیز نباشد.

مقایسه رفتار دولت کره شمالی با ماجرای اکران فیلم سینمایی مصاحبه با رفتار سایر دولت‌ها با فیلم‌های سیاسی هالیوود – مانند آرگو و واکنش تهران – نشان می‌دهد گاهی ورود به جنگ‌های سایبری، بی‌توجه به پیامدهای روانی آن در میان افکار عمومی چندان موثر نیست. بنابراین کشورها هرچند باید خود را برای چنین رویارویی‌هایی آماده کنند، اما آنچه شیوه موثرتری است، استفاده از تکنیک‌های هنری و ارتباطی مدرن چون سینما و شبکه‌های مجازی است که در وسعت بیشتری قدرت اثرگذاری دارد.

ایران و میراث سیاسی 2014

بنابر آنچه در سال 2014 تجربه شد و البته در سال‌های پیش از این نیز مورد توجه قرار گرفته بود، کشورمان باید در سال میلادی آتی، توان خود برای برخورد منطقی و کم‌هزینه با اصطکاک‌های دیجیتالی را افزایش داده و مراقب پیامدهای برخی اقدامات باشد.

هرچند تجربه سال‌های پیش نشان می‌دهد که تهران بسیار موفق‌تر از بسیاری کشورها با مقوله جنگ‌های سایبری و دیجیتالی برخورد کرده و آموزش‌هایی را نیز به شهروندان خود نیز داده است، ولی هنوز هم برخی شیوه‌های ناکارآمد کنترل پیام در کشورمان، پاشنه آشیل مواجهه با تهدیدات نرم به‌شمار آمده و ممکن است در سال‌های آتی، ایران را در برابر جنگ‌های ارتباطی تضعیف کند. بنابراین در جهانی که فضای سیاسی آن بیش از هر زمان دیگری به سمت و سوی دیجیتالی شدن پیش می‌رود و حتی برخی گمانه‌های علمی، وقوع شورش‌های مجازی در سپهر سیاسی کشورها در سال‌های آتی را ناممکن نمی‌دانند، افزایش سرمایه‌گذاری برای تدوین یک نظام جامع رسانه‌ای و کاستن از شکاف‌های ارتباطی در متن جامعه، همراه با ارائه نرم‌افزارهای کارآمد داخلی، می‌تواند تثبیت کننده قدرت نرم کشورمان و نیز محافظت‌کننده از ایران در مقابل شیوه‌های تازه رویارویی‌های سیاسی باشد. شیوه‌هایی که اگر فکری برای مقابله با آن ها نشود، درجه تخریبی به مراتب بیشتر از سلاح‌های کلاسیک در بر دارد.

منبع:‌رصد

توسط : masoolesite | تاریخ : 1393/10/28 | نظرات

تبلیغات ضد اسلامی بر روی اتوبوسهای آمریکا



تبلیغات ضد اسلامی بر روی اتوبوسهای آمریکا

یک گروه صهیونیستی در آمریکا با چاپ تبلیغاتی با مضامین اسلام‌هراسی برروی 50 دستگاه اتوبوس در شهر سانفرانسیسکوی این کشور از تمامی کشورهای جهان می‌خواهد تا کمک‌های خود را به کشورهای اسلامی قطع نمایند.
گروه جنگ نرم مشرق- چند ماه قبل، در مشرق خبری با عنوان «اسلام‌هراسی اتوبوسی در واشنگتن» منتشر شد که طی آن تبلیغاتی در اتوبوس‌های شهر واشنگتن به تصویر درآمده بود که در آن رهبران کشورهای اسلامی به یهودی‌ستیزی به سبک هیتلر متهم شده بودند. اکنون و پس از وقایع 10 روز اخیر درباره کاریکاتورهای پیامبر و ماجرای حمله مسلحانه به دفتر مجله شارلی ابدو، این تبلیغات اتوبوسی از واشنگتن به سانفرانسیسکو سفر کرده است.


به گزارش راشا تودی (Russia Today)، یک گروه صهیونیستی با تبلیغاتی با مضامین اسلام‌هراسی برروی 50 دستگاه اتوبوس در شهر سانفرانسیسکوی آمریکا از تمامی کشورهای جهان می‌خواهد تا کمک‌های خود را به کشورهای اسلامی قطع نمایند. این گروه ضد اسلام با نام «ابتکار دفاع از آزادی امریکا» (AFDI) هدف خود را بسیج مردم امریکا علیه مسلمانان پس از وقایع خونین پاریس عنوان کرده است. این تبلیغات که با مجوز آژانس حمل و نقل شهری سانفرانسیسکو چاپ شده‌اند تصویری از هیتلر در اوایل قرن بیستم را نشان می‌دهند که با یکی از رهبران فلسطینیان مشغول صحبت کردن است.









 






ملا گلر موسس این گروه تندرو در مصاحبه‌ای با خبرگزاری رویترز گفت، از اویل بهار سال گذشته برروی این تبلیغات کار می‌کرده است. وی افزود: این تنها راهیست که می‌شود با مردم مستقیم صحبت کرد.

پاملا گلر

این گروه تندرو که چندی پیش نیز تبلغات مشابه‌ای در نیویورک و واشنگتن به نمایش گذاشته بود با واکنش سیاستمداران و فعالان حقوق بشر مواجه شد. در تبلیغات سال 2012 این گروه آمده بود: در جنگ بین افراد دارای تمدن و فاقد تمدن از متمدن‌ها حمایت کنید. از اسرائیل حمایت کنید. با جهاد مقابله کنید. در تبلیغات سال 2013 نیز عکسی از اوسامه بن لادن آورده شده بود که از مردم می‌خواست با افراد مجاهد مقابله کنند. مسئولین آژانس حمل و نقل سانفرانسیسکو پس از دیدن واکنش‌های منفی مخاطبین از این تبلیغات انتقاد کرده‌اند، اما تا کنون کاری برای حذف آنها انجام نداده‌اند. سخن‌گوی این آژانس اعلام کرد: ما از مردم بخاطر توهین‌های این تبلیغ عذرخواهی می‌کنیم. هیچ‌یک از ما مضامین این تبلیغات را تایید نمی‌کنیم اما باید به آزادی بیان احترام گذاشت.



شورای روابط آمریکایی‌های مسلمان (CAIR) در واکنش به این اقدام، هدف این گروه تندرو را تحریک عمدی احساسات مردم بمنظور کسب درآمد عنوان کرد. این شورا که در گذشته تبلیغاتی در جهت خنثی‌سازی گفته‌های این گروه تندرو منتشر کرده بود اعلام کرد که دیگر قصد چنین کاری را ندارد.

توسط : masoolesite | تاریخ : 1393/10/29 | نظرات

کدخدای آینده منطقه را از دست ندهید/ پس از توافق، ایران را از روسیه بربائید

صیه اندیشکده CSIS به غرب؛

کدخدای آینده منطقه را از دست ندهید/ پس از توافق، ایران را از روسیه بربائید

رفع تحریم‌های ایران، فرصت‌های اقتصادی بسیاری را پیش روی روس‌ها می‌نهد. شرکت‌های غربی باید قبل از روسیه دست به کار شده و اجازه ندهند که بازار ارزشمند ایران توسط روسیه تسخیر شود.غرب می‌تواند با چاره‌اندیشی به موقع و هوشیاری، این فرصت طلایی را غنیمت دانسته و با بازی دادن به ایران در بازی‌های جهانی این کشور را به سمت خود جذب کند.
گروه جنگ نرم مشرق_ اندیشکده آمریکایی "مرکز مطالعات بین‌المللی و استراتژیک" (CSIS) با ارائه گزارش حاضر، بر این باور است که ایران پس از توافق هسته‌ای را نباید از دست داد. بدین شرح که غرب باید با ایجاد روابط مختلف گسترده و بازی دادن در عرصه‌های منطقه‌ای و جهانی به ایران، آن را به طرف خود جذب کند تا روسیه که در کمین ثبت امضاء نهایی مذاکرات هسته‌ای برای به دست آوردن دوستی و همکاری ایران نشسته، ناکام گردد.

این گزارش می  نویسد: طی ۱۸ ماه مذاکره ایران با گروه ۱+۵ بر سر موضوع هسته‌ای، نهایتا در 2 مارس 2015 از سوی دو طرف اعلام شد که بر سر جزییات توافق صورت گرفته و نتیجه نهایی طی 3 ماه آینده تا 30 ژوئن اعلام خواهد گردید. طی جزییات اعلام شده قرار شد که فعالیت تولید پلوتونیوم و غنی‌سازی اورانیوم محدود شده و در عوض تحریم‌های اعمال‌شده برداشته شود. همچنین برای مدت 10 سال نظارت بر فعالیت هسته‌ای ایران اعمال گردد. اما چند موضوع همچنان باز ماند که اهم آن این است که آیا روسیه از توافق هسته‌ای و بهبود رابطه ایران با غرب ذینفع خواهد بود یا نه؟

آیا توافق هسته‌ای ایران، به نفع روسیه است؟


منافع امنیتی
در اولین گام، انجام توافق متضمن امنیت خود روسیه خواهد بود. ایران اتمی، می‌تواند خطری برای خود روسیه باشد. چنان که هم اکنون موشک بالیستیک شهاب-3 قادر است که با پیمایش 2 هزار کیلومتر، به راحتی 6 کشور را مورد تهدید قرار دهد. مسکو، امضاء کننده "پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد" است. این بدین معناست که پای موشک‌های میان‌برد این کشور نباید به ایران برسد. اما ایران که چنین پیمانی را امضاء نکرده، می‌تواند تهدید بالقوه‌ای برای روسیه باشد.

منافع سیاسی
توافق هسته‌ای می‌تواند در حفظ عمر جمهوری اسلامی تاثیر بسزایی داشته باشد که یکی از خواسته‌های مهم روسیه در خاورمیانه است. ثباتی که توسط ایران در منطقه تامین می‌شود، کاملا برای روسیه دلچسب است و بی‌ثباتی در ایران می‌تواند اهداف روسیه در منطقه را دستخوش تغییر نماید. ایران -با توجه به شباهت اهداف- شریک خوب روسیه در منطقه محسوب می‌گردد. کما اینکه حسین دهقان -وزیر دفاع ایران- اخیرا اعلام نموده که دو کشور از حیث سیاسی، منطقه‌ای و جهانی دارای دیدگاه‌های مشترک هستند. اگرچه توافق هسته‌ای نمی‌تواند ایران را تماما از تاثیر نیروهای تغییر مصون نگاه دارد، اما دست کم گزینه نظامی برای تغییر رژیم را ملغی نموده است.

منافع اقتصادی
رفع تحریم‌ها، فرصت‌های اقتصادی بسیاری را پیش روی روس‌ها می‌نهد. کما اینکه در ماه‌های گذشته حجم تبادلات دو طرف رو به افزایش گرفته است. در نوامبر 2014، روسیه قراردادی چند میلیارد دلاری را جهت ساخت دو رآکتور دیگر برای نیروگاه هسته‌ای بوشهر با ایران امضا کرد. این در حالی است که این کشور از فروش سوخت رآکتورها هم صاحب درآمد خواهد بود و علاوه بر آن، گزارش‌ها هم خبر از برنامه روسیه برای ساخت 6 رآکتور دیگر در آینده می‌دهد.

سامانه دفاع موشکی اس 300 که تحویل آن پیش از این در سال 2010 از سوی مدودوف لغو شده بود، در 13 اوریل 2015 بار دیگر از سوی پوتین آماده تحویل به ایران اعلام گردید. تا پیش از لغو تحویل این سامانه در سال 2010، روسیه بزرگ‌ترین حامی تسلیحاتی ایران با حجم 3.4 میلیارد دلار بین سال‌های 1991 تا 2010 بود. روسیه اخیرا رابطه نظامی و تسلیحاتی خود با ایران را گسترش داده و به خوبی می‌داند که ایران نیازمند تسلیحات و تجهیزات جدید نظامی است و غرب حتی پس از توافق هسته‌ای، به علت عدم اعتماد به ایران، این تجهیزات را در اختیار این کشور قرار نمی‌دهد. ایران، نیز اعتمادی به غرب برای تحویل سیستم‌های تسلیحاتی مهم ندارد. مضاف اینکه، رفتار اخیر روسیه در جریان اوکراین و عدم حمایت این کشور از تحریم‌های اخیر علیه سوریه و ایران در سازمان ملل، اعتماد ایران به روسیه برای تحویل تسلیحات مهم را بیشتر کرده است.

از طرف دیگر میل ایران به غرب برای تحویل تجهیزات تکنولوژیک، ارتباطی، رایانه‌ای، و الکترونیک بیشتر از میل به روسیه است. چرا که تجهیزات غربی به شکل قابل توجه پیشرفته‌تر از تجهیزات روسی است. اما روسیه قادر است که بازارهای دیگر ایران مثل تجهیزات فضایی، نفتی و گازی و پالایشگاهی، خط لوله، فلزات، معدن، هوایی، شیمیایی، و راه‌ آهن را هدف بگیرد و سود عظیمی به جیب بریزد. شرکت‌های غربی باید قبل از اینکه روسیه از این قهر و بی‌اعتمادی غرب و ایران با هم، سود ببرند، دست به کار شده و اجازه ندهند که این بازار ارزشمند ایران توسط روسیه تسخیر شود. همین اواخر، مهدی سنایی -سفیر ایران در مسکو- از افزایش حجم مبادلات دو کشور از سالیانه 5 میلیارد دلار به 70 میلیارد دلار -طی چند سال آینده- سخن به میان آورده است. حتی اگر این سخن را جاه‌طلبانه بخوانیم، نمی‌توان شکی در میل دو کشور برای تقویت رابطه اقتصادی کرد.


منافع و مضرات مربوط به انرژی
یکی از ضررهایی که پس از توافق هسته‌ای شامل حال روسیه خواهد شد، بحث انرژی است. هم اکنون ایران آماده است که پس از توافق، حجم بالایی از نفت و گاز را به غرب صادر نماید و این می‌تواند اقتصاد درگیر ایران را بهبود بخشد. لذا، روسیه پس از رفع تحریم‌ها، خود را در مقابل یک حریف سرسخت در بحث صادرات نفت و گاز می‌بیند. روانه شدن نفت و گاز ایران به بازاو حریص و تشنه غرب، بر سر قیمت آنها که پیش از این هم پایین آمده بود زده و در کاهش ارزش روبل روسیه تاثیر بسزایی خواهد داشت. چه بسا که همین حالا هم روسیه تدابیری را اندیشیده که در صورت بازگشت ایران به میدان وسیع انرژی، شدت ضربه این کشور را بگیرد.

در آگوست 2014، دو کشور یادداشت تفاهم 20 میلیارد دلاری مبنی بر صدور روزانه 500 هزار بشکه نفت به روسیه و در عوض تحویل انواع تجهیزات و کالا به ایران را امضاء کردند. اما این موضوع سریعا از سوی بیژن زنگنه -وزیر نفت ایران- نفی شد. پس از آن، گزارشات متعدد در مورد حقیقت یا کذب بودن این توافق از سوی رسانه و جراید دو طرف را شاهد بودیم. در هر حال، اگر این توافق حقیقت داشته باشد، روسیه قادر خواهد بود که حجم بسیار بالایی از نفت ایران را از دسترس غربی‌ها خارج کرده و تا بازگشت قیمت‌ها به سطح قابل قبول، این سیاست را ادامه دهد. باید توجه داشت که آزاد شدن دست ایران در بازار انرژی، تنها عامل تعیین قیمت نفت نخواهد بود. بلکه فراتر از آن، کشورهای عضور اوپک -و بالاخص عربستان- می‌توانند با کاهش خروجی خود، مانع از کاهش بیشتر قیمت نفت شوند. ترس روسیه از خطر صادرات گاز ایران کمتر است. چرا که ایران نیازمند زمان بیشتری برای آماده‌سازی صادرات گاز است.

منافع ژئوپلتیک
حصول توافق هسته‌ای، منافع ژئوپلتیک روسیه را هم تامین خواهد کرد. ایران، پس از توافق هسته‌ای تبدیل به یک قدرت اقتصادی در خاورمیانه خواهد شد. با توسعه حجم صادرات، اقتصاد این کشور رو به بهبود گذاشته و درآمدهای حاصله صرف ارتقا تجهیزات نظامی و تقویت متحدان‌ این کشور در منطقه -شامل سوریه، عراق، یمن، و لبنان- خواهد شد. آنگاه شاهد یک ایران قدرتمندتر نسبت به عربستان و متحدین شورای همکاری خلیج‌ فارس‌ آن نظیر اسراییل خواهیم بود.

روسیه دارای اهداف ژئو پلتیک مشترک با ایران در منطقه است. یک ایران قدرتمند یعنی عامل ایده‌‌آل روسیه برای منطقه. از این دست می‌توان به حمایت این دو از سوریه در مقابل غرب نام برد.

ایران، عربستان که خود را ریش سفید کشورهای جهان اهل سنت می‌داند را رقیب اصلی خود در منطقه می‌بیند. روسیه نیز هیچ علاقه‌ای به حاکم شدن رادیکالیسم سنی که قطعا در سیاست داخله این کشور تاثیرات مخربی خواهد گذاشت، ندارد. لذا، هر دو، دشمن مشترک سعودی‌ها هستند. علاوه بر این، کاهش اخیر قیمت نفت از سوی عربستان، به شدت به اقتصاد روسیه لطمه زد. غرب اما منافع مشترکی بسیاری با عربستان دارد. علیرغم اختلافات اخیر غرب و عربستان بر سر موضوعاتی چون نگاه استراتژیک به سوریه و یا توافق هسته‌ای با ایران، دو طرف هنوز منافع مشترکی بر سر موضوعاتی چون مخالفت با اسد و ترس از ماجراجویی ایران در منطقه دارند.

اما رویکرد ایران و روسیه در قضیه اسراییل و فلسطین با هم تفاوت دارد. در حالی که ایران به عنوان دشمن لاتغیر اسراییل، پیوسته بطور مستقیم از فلسطین دفاع کرده است، روسیه دارای رفتاری دوگانه بوده است. پوتین با پیروی از استراتژی نعل و میخ، گاهی اسراییل را محکوم می‌نماید و گاهی رفتار فلسطینیان را. پوتین، حتی در جاهایی به خاطر نگرانی اسراییل و منافعی که این رژیم برایش دارد، از فروش تسلیحات نظامی به ایران و سوریه امتناع کرده است که بسیار مورد حمایت و تشویق مردم اسراییل قرار گرفت. روسیه، اسراییل را یکی از گزینه‌های محبوب بازار صادرات محصولات کشاورزی و تجهیزات تکنولوژیک می‌بیند و اتفاقا چالش درخوری را پس از توافق هسته‌ای بین انتخاب یک ایران قدرتمند و اسراییل خواهد داشت.

به هر حال، با حصول توافق هسته‌ای، روسیه و ایران را می‌توان به هم نزدیک‌تر دید. آنها، در عراق دارای اکثریت شیعه تسلط بیشتری خواهند داشت، به حمایت مشترک خود از اسد ادامه خواهند داد، و از تاثیر عربستان در منطقه جلوگیری خواهند کرد؛ و بدین ترتیب، شاهد کاهش قدرت آمریکا و افزایش قدرت روسیه در منطقه خواهیم بود.

جمع‌بندی
1. روسیه، ایران قدرتمند را می‌خواهد. ایرانی که همچون سوپاپ اطمینان برای اهداف استراتژیک‌ این کشور باشد.

2. غرب می‌تواند با چاره‌اندیشی به موقع و هوشیاری، این فرصت طلایی را غنیمت دانسته و با بازی دادن به ایران در بازی‌های جهانی و منطقه‌ای و گسترش روابط مختلف بین‌الطرفین (اقتصادی، سیاسی، ژئوپلتیک، امنیتی، فرهنگی)، این کشور را از جهات مختلف به سمت خود جذب کند. بدین ترتیب شاهد رفتار متعادل‌تر و نرم‌تر ایران در منطقه خواهیم بود که همانا مورد نظر غرب است. اگر غرب این فرصت را غنیمت نداند، روسیه همه چیز را به دست خواهد گرفت و شاهد تبعات مثبت برای آن و طبیعتا تبعات منفی برای غرب خواهیم بود.

3. متاسفانه، گسترش روابط با ایران به تنهایی نمی‌تواند از این کشور یک دوست برای غرب بسازد. غرب، باید رویکرد خود در منطقه که به دشمنی با ایران ختم می‌شود را تغییر دهد. همانطور که در بالا ذکر شد، اهداف ایران در منطقه، مستقیما در تضاد با اهداف عربستان و اسراییل به عنوان متحدین غرب قرار دارد. حل این مناقشات نیازمند برقراری گفتگوی متعهدانه، سعه صدر طرفین، و صلح واقعی است. اگر این مهم صورت نگیرد، در آینده شاهد همکاری عمیق ایران و روسیه در خاورمیانه و قدرت روزافزون روسیه خواهیم بود.

توسط : masoolesite | تاریخ : 1394/03/19 | نظرات