روش هاى جنگ نرم

روش هاى جنگ نرم


مجموعه روش هايى كه در تهديدات نرم به كار گرفته مى شود را مى توان به سه روش «گفتارى، رفتارى و شبكه اى» تقسيم نمود. در ادامه به اختصار به تعريف هر كدام از اين روش ها مى پردازيم:

يك. روش هاى گفتارى

روش هاى گفتارى در اعمال تهديدات نرم را مى توان به چهار بخش «عمليات روانى»، «عمليات ادراكى»، «ديپلماسى عمومى» و «فريب استراتژيكى» تقسيم نمود:
1. عمليات روانى
به مجموعه طرح ها و اقداماتى گفته مى شود كه به دنبال تشويق، تهييج و تحريك افكار عمومى در خصوص يك مسأله اى مشخص و با اهداف از پيش تعيين شده است. عمليات روانى به طور كلى در چارچوب اقدامات اطلاعاتى و با اهداف پنهانى قرار دارد و آثار، نتايج و همچنين ابزارها و شيوه هاى آن به راحتى قابل شناسايى نيست. عمليات روانى بيشتر در شرايط بحرانى مانند جنگ، شورش و اغتشاش؛ يا در شرايط ناپايدار و شكننده مانند التهاب در روابط دو كشور، مورد استفاده قرار مى گيرد.
فرضيات عمليات روانى بر اين است كه توان جنگيدن دشمن جدا از ابزارها و جنگ افزارهاى نظامى، بر اراده نيروى انسانى معطوف به جنگ استوار است.
انواع عمليات روانى
1. عمليات روانى آشكار: اين نوع عمليات به طور معمول با استفاده از تبليغات سفيد (تبليغاتى كه هويت منبع آن معلوم است) انجام مى شود اغلب موارد عمليات روانى كه با عناوين رسمى (مانند راديو آمريكا) به اجرا در مى آيند. از مصاديق اين نوع عمليات اند.
2. عمليات روانى پنهانى: عملياتى است كه منبع انتشار آن فاش نمى شود، يا اگر هم كشف شد، آن دولت بتواند هر گونه دخالتى را انكار كند. عمليات روانى پنهان معمولاً به وسيله تبليغات سياه و خاكسترى به اجرا در مى آيد.
اهداف عمليات روانى
هدف از عمليات روانى تغيير «رفتار» و «نگرش» مخاطب در جهت مطلوب است. اين مطلوب بودن باتوجه به شرايط طرفين به سه دسته تقسيم مى شود:
1. بين گروه ها در يك كشور: عمليات روانى بين دو گروه، بيشتر براى كسب قدرت است اما با توجه به تخريبى بودن عمليات روانى در نهايت شهروندان آن كشور متضرر خواهند شد و كشور آسيب خواهد ديد.
2. بين دو كشور غيرمتخاصم: در اين حالت هدف عمليات كسب امتيازهاى اقتصادى و سياسى است و هر كشور در جهت منافع ملى خود سعى بر امتيازگيرى بيشترى دارد.
3. دو كشور متخاصم: در اين حالت مطلوب بودن، تغيير رژيم يا تغييرات اساسى در رفتار كشور مقابل و نگرش بين دو كشور است.
نمونه هايى از تغيير نگرش
1. بدبين سازى شهروندان نسبت به حاكميت،
2. ناكارآمد نشان دادن مسئولان كشور هدف،
3. القاى وجود تبعيض و نبود آزادى در كشور هدف،
4. القاى عقب ماندگى كشور نسبت به ديگر كشورها،
5. القاى ناجى بودن كشور دشمن،
6. بزرگ جلوه دادن قدرت دشمن.
نمونه هايى از تغيير رفتار
1. مقاومت قانونى در برابر حاكميت،
2. مقاومت غيرقانونى در برابر حاكميت (شورشگرى)،
3. مقاومت نكردن در برابر نفوذ دشمن،
4. كمك به دشمن براى نفوذ به كشور.
ابزار عمليات روانى
ابزار عمليات روانى به دو دسته؛ «فشار عملى» و «فشارهاى تبليغاتى- روانى» تقسيم مى شوند.
فشارهاى عملى در عمليات فرا ملى چهار دسته اند: اقتصادى، فرهنگى - سياسى، ديپلماتيك و نظامى.
ابزارهاى تبليغاتى - روانى عبارتند از: تلويزيون، راديو، خبرگزارى ها، مطبوعات و اينترنت كه هر يك با توجه به خرده هدف هاى عملياتى روانى كارايى ويژه اى دارند. براى مثال در امر شورشگرى، تلويزيون هاى ماهواره اى و راديوهاى خارجى بيشترين تأثير را بر شهروندان آن كشور آماج خواهند داشت.[1]
لازم به ذكر است ابزارهاى روانى و تبليغات به عنوان ابزارهاى مكمل، پس از موفقيت نسبى ابزارهاى عملى استفاده مى شود.

2. عمليات ادراكى
تأثيرگذارى بر نگرش ها، باورها، عقايد، اهداف و ارزش هاى طرف مقابل با هدف ايجاد تغيير در مخاطبان تا سرحد همسو شدن آن ها با اهداف و منابع عمل كننده را مى توان عمليات ادراكى[2] معنا نمود اين نوع عمليات به جاى اين كه مخاطب را تهييج يا يكباره و فورى وادار به عكس العمل نمايد، نگرش آن ها را نسبت به مسايل اساسى مانند ايده حاكميت تحت تأثير قرار دهد. در عمليات ادراكى از فنون و شگردهاى مختلفى مانند برگزارى جلسات نقد و بررسى، مباحثه و گفت و گو، نظريه پردازى و مواردى مانند اين استفاده مى شود[3].

3. ديپلماسى عمومى (يا مردم محور)
اصطلاحى است كه از اواسط دهه 1960 ميلادى و در هنگامه جنگ سرد در آمريكا و ديگر كشورهاى بلوك غرب مطرح شد. مفهوم كلى ديپلماسى عمومى برقرارى روابط حسنه دولت ها با ملت ها به جاى روابط بين دولت ها و در جهت فتح قلوب و اذهان عمومى همه يا بخش هاى انتخاب شده اى از مردم كشورهاى هدف از طريق سياست هاى فرهنگى و اجتماعى مى باشد. يك تعريف رسمى جديد از ديپلماسى عمومى بريتانيا اين گونه است: «كار براى رسيدن به اهداف و نفوذ كردن مثبت در ديدگاه هاى افراد و سازمان هاى خارجى نسبت به بريتانيا و همكارى آن ها با بريتانيا»[4].
اين روش هزينه اجراى تصميمات و پيگيرى منافع و مقصد را به حداقل مى رساند و سد مقاومت ها در برابر «ديگران» يا «بيگانگان» را مى شكند. در اين ميان، رسانه هايى كه مخاطبانى بيرون از مرزهاى جغرافيايى يك كشور دارند، بيشترين كمك را به پيشبرد منافع ملى خواهند داشت.[5]
اين روش از جهت هدف با روش عمليات ادراكى شباهت زيادى دارد؛ اما از جهت نحوه و سازمان اجرايى متفاوت است. زيرا متولى ديپلماسى عمومى، دستگاه سياست خارجى كشور عمل كننده است، در حالى كه متولى عمليات ادراكى، رسانه ها، دستگاه هاى آموزشى و سازمان هاى غيردولتى اند.[6]
با توجه به دامنه فعاليت هاى متعارف و نامتعارف ديپلمات هاى محلى بريتانيا در ايران، شايد بتوان لندن را پيشگام ديپلماسى عمومى دولت هاى سلطه جوى خارجى در تاريخ ايران و احتمالاً ديگر كشورهاى خاورميانه حتى پيش از رايج شدن اصطلاح و سياستى مشخص با اين نام داشت.
ديپلماسى عمومى بريتانيا در قرن 21 شكل نوينى به خود گرفت. در واقع سياستمداران و سياست گذاران بريتانيايى پس از چند دهه دريافته بودند كه بدون يك بازنگرى اساسى در برنامه هاى سنتى مرسوم ديپلماسى عمومى خود قادر به رقابت با ديگر قدرت هاى حاضر در اين صحنه در جهان امروز نخواهد بود. از زمان تدوين و انتشار گزارش لرد كارتر به بعد، بخش ديپلماسى عمومى در كميسيون سياست خارجى پارلمان بريتانيا نيز فعال و به طرز قابل ملاحظه اى بيشتر از گذشته موجب تعامل قانونگذاران آن كشور با سرويس جهانى بى.بى.سى و بريتيش كانسل و مسئولان آن مؤسسات در جهت دگرديسى و پوست اندازى آن دو نهاد سنتى و رسمى شده است.
وزارت خارجه بريتانيا محورهاى اساسى كنونى ديپلماسى عمومى اين كشور را اين گونه اعلام كرده است:
1. سرويس جهانى بى.بى.سى
2. بريتيش كانسل (شوراى فرهنگى بريتانيا)
3. شبكه خبرى ماهواره اى بى.اس.ان (بريتيش ساتلايت نيوز)
4. سازمان نمايشگاه هاى فرهنگى و تجارى بين المللى بريتانيا
البته بايد توجه داشت كه بحث ديپلماسى عمومى بريتانيا بحث سياست هماهنگ نهادهاى مختلف براى اهداف مختلف راهبردى و دراز مدت است. در اين مسير نبايد متوقع بود كه لحظه به لحظه فعاليت هاى كوتاه مدت و روزمره نهادهايى همانند سرويس جهانى بى.بى.سى و يا بريتيش كانسل منطبق بر سياست هاى اعلام شده دولتى بنمايد؛ بلكه رسيدن به هدف نهايى و فتح قلوب و اذهان مخاطبان در خارج از مرزهاى بريتانيا در ميان مدت و درازمدت است كه بايد از هر طريقى و لو دادن امتياز و ضررهايى در كوتاه مدت حاصل شود.[7]

4. فريب استراتژيكى
عمليات فريب را «سلسله اقدامات سازمان يافته و پنهانى كه به منظور تأثيرگذارى بر ذهنيت حريف طراحى و اجرا مى شود و هدف اصلى آن ايجاد انحراف، در تصميمات حريف از طريق ارائه اطلاعات هدايت شده و گاه غلط و اجبار وى به اقدام يا عدم اقدام در جهت منافع ملى كشور خودى يا به ضرر منافع خود» تعريف مى كنند.[8]
آماج اصلى فريب استراتژيك، نهادها و سازمان هاى اطلاعاتى و امنيتى كشور هدف است. بر اين اساس چنانچه طراحان فريب استراتژيك بتوانند در حداقل منابع و مجارى اطلاعاتى چنين سازمان هايى نفوذ كرده احتمال تبديل شدن محتواى اطلاعاتى فريب دهنده به عنوان يك گزارش يا بخشى از يك گزارش اطلاعاتى ارايه شده از سوى سرويس هاى نظامى، امنيتى و اطلاعاتى كشور مخاطب بالا خواهد رفت.[9]
فريب استراتژيك با روش عمليات روانى كه پيشتر ذكر شد شباهت هايى دارد. از جمله:
- هر دو به ذهنيت افراد توجه كرده و در تلاش براى تأثيرگذارى بر آن اند.
- هر دو مشتمل بر سلسله اقداماتى هدفمند و سازمان يافته مى باشند.
- هر دو جزو اقدامات سرى و پنهان محسوب مى شوند.[10]
در عين حال؛ اين دو روش تفاوت هاى مهمى هم با هم دارند:
اولين نقطه افتراق فريب استراتژيك و عمليات روانى، محدوده تأثيرگذارى عمليات روانى «نگرش عامه مردم يك جامعه» است، در حالى كه فريب، «ذهنيت سوژه اى خاص» (فرد، گروه يا سازمان معين) را هدف قرار مى دهند.
دوم، اين كه هدف عمده عمليات روانى، عواطف و احساسات عموم افراد يك جامعه خاص (افكار عمومى) مى باشد. در حالى كه هدف عمليات فريب، تصميم گيران، فرماندهان و افراد خاصى ازجامعه اى مشخص در محيط حريف است.

دو. روش هاى رفتارى
روش هاى رفتارى دومين دسته از روش هاى اعمال تهديدات نرم اند. در روش هاى رفتارى، هدف اصلى شكل دادن به رفتارهاى جمعى، متناسب با خواسته ها، اهداف و برنامه هاى تهديدگر است. اين روش را مى توان به چهاربخش: «اعتراض»، «عدم همكارى با دولت»، «مداخله غيرخشونت آميز» و «جذب مخالفان حكومت» تقسيم نمود.
1. اعتراض
به اقداماتى گفته مى شود كه حكايت از نشان دادن اعتراض و نارضايتى بدون مداخله و رويارويى با نيروهاى پليس داشته باشد؛ كه در صورت تكرار و روندسازى مى تواند تبديل به مقاومت شود. اعتراض مى تواند به صورت تحصن، مخالفت خوانى، كم كارى، كارشكنى و تجمع مسالمت آميز انجام شود.[11]
2. عدم همكارى با دولت (نافرمانى مدنى)
به مجموعه اقداماتى گفته مى شود كه از سوى مردم يا برخى جمعيت ها به منظور ايجاد محدوديت يا خوددارى از همكارى هاى سياسى، اقتصادى، اجتماعى و امنيتى با دولت اتخاذ گردد. مواردى مانند عدم پرداخت ماليات، قبوض مصارف خدمات عمومى، بيرون كشيدن پول و سرمايه خود از شبكه هاى دولتى، عدم مشاركت سياسى مانند عدم مشاركت در انتخابات.[12]
3. مداخله غيرخشونت آميز
به معناى ايجاد اختلال در نظم عمومى مؤسسات، سازمان ها، برنامه ها، طرح ها و فعاليت هاى دولت، توسط افراد، تشكل ها و دولت هاى ديگر است. نوع اقدام حتماً بايد غيرخشونت آميز باشد؛ مثلاً خرابكارى نامحسوس يا تصرف غيرخشونت آميز يك ساختمان يا نهاد دولتى از جمله اين موارد است.[13]
4. جذب مخالفان حكومت
به معناى جرأت دادن به مخالفان و حمايت از آنان در هنگام سختى و خطر با هدف هويت بخشى، انسجام بخشى، تحريك پذيرى، افزايش انگيزه و اعتماد به منظور ايمان سازى مسير مقابله از سوى يك دولت يا سازمان دشمن عليه دولتى ديگر است.[14]

سه. روش هاى شبكه اى
در روش هاى مبتنى بر شبكه، هدف اصلى اطلاعات و ارتباطات بر روى شبكه است. بنابراين اينترنت ها، مخازن و پايگاه هاى اطلاعاتى و سايت هاى كنترل و فرمان از بخش هاى مهم و مورد توجه در اين روش اند. روش هاى شبكه اى را به دو دسته مى توان تقسيم كرد:
1. ديجيتالى؛ روش هاى ديجيتالى به روش هايى گفته مى شود كه از طريق فعاليت در فضاى ديجيتالى اهداف جنگى را پى مى گيرد و يا به دنبال اختلال در ارتباط، سرقت اطلاعات و يا اختلال در سامانه هاى مديريت در شبكه هاى اينترنت و اينترانت هستند؛ از اين اقدامات به جنگ رايانه اى هم تعبير مى كنند. حمله هاى هكرى را مى توان مشهورترين روش ديجيتالى دانست.
2. الكترونيكى؛ روش هاى الكترونيكى مجموعه روش هايى است كه از طريق وسايل الكترونيكى مانند ماهواره و راديو و تلويزيون اهداف كشور مهاجم را پى مى گيرند و يا به دنبال اختلال در اين وسايل و امواج مربوطه شان هستند.[15]




.

توسط : admin | تاریخ : 1393/11/05 | نظرات